مرگ مرموز زن جوان در آستانه ازدواج؛ قتل یا حادثه؟



روز حادثه قرار بود بنا بیاید و قسمت‌هایی را که نم داده بود، درست کند. وسایل خانه به هم ریخته بود. من با بنا صحبت کردم و قرار شد چند ساعت دیگر بیاید. بعد بیرون رفتیم و کمی کارهای‌مان را انجام دادیم. غذا خریدیم و به خانه برگشتیم. بعد از اینکه ناهار خوردیم، دوباره من با بنا تماس گرفتم و پرسیدم چرا نیامدی؟ با هم جدال لفظی کردیم و بنا گفت جایی گرفتار شده؛ اما می‌آید. من کمی خودم کار انجام دادم و خانه را تمیز کردم و زباله‌های ساختمانی را بیرون بردم. آزیتا پادرد شدیدی گرفت…



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *