سختگیری نمی‌کردم، کارم تمام بود!

[ad_1]

یک روز شاه به من گفت: اگر عبدالرضا پول بانک را پس ندهد چکار خواهید کرد؟ گفتم خانه ایشان را حراج خواهم کرد. شاه گفت: مگر کسی کاخ عبدالرضا را می‌خرد؟ گفتم زمینش را قطعه قطعه می‌کنم و می‌فروشم. شاه گفت: واقعا این‌کار را خواهید کرد؟ گفتم البته اعلیحضرت؛ و بالاخره هم شاه شخصا بدهی عبدالرضا را به بانک پرداخت کرد.

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *