برادرم عاشقِ همسر من شده بود، او را کشتم!

[ad_1]

همسر متهم گفت: من از عمق دعوای شوهرم و برادرش خبر نداشتم وگرنه اصلا به او نمی‌گفتم برادرش درِ خانه آمده است. حمید هم حرف خاصی به من نزد. حتی وقتی به او تعارف کردم به خانه بیاید، قبول نکرد و گفت برادرش در خانه نیست و او هم نمی‌آید، به‌همین‌خاطر فکر می‌کردم مشکلی که سال‌هاست بین آنها اختلاف ایجاد کرده تمام شده است. فکر می‌کردم شوهرم از اینکه بشنود برادرش به دنبال او آمده است خوشحال می‌شود، چون حمید به من گفت آمده تا کینه قدیمی را از بین ببرد. من از اینکه شوهرم قصد قتل دارد خبر نداشتم.

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *