نگین احمدی جزی، دانشجوی رشته‌ی زیست‌شناسی| بیشتر ما دست‌کم یک‌بار، صرف‌نظر از این‌که در حال حاضر و در موقعیت کنونی چقدر تلاش می‌کنیم و در چه جایگاهی هستیم، به این فکر افتاده‌ایم که شاید اگر در یک کشور دیگر با امکانات بهتر زندگی می‌کردیم خیلی موفق‌تر می‌شدیم.
تقریبا بسیاری از دانشجویان ایران در بدو ورود به دانشگاه فکر رفتن به خارج را در سر می‌پرورانند و شرایط کنونی کشور هم بی‌تأثیر نیست؛ شرایطی مانند تحریم، سیستم آموزشی مبتنی بر آزمون‌ و خطا، نبود بودجه برای علم، مدرک‌گرا شدن، نبود شغل مرتبط با تحصیلات، اشباع کشور از فارغ‌التحصیلان، پشتیبانی کم دولت از تحقیقات علمی و عوامل دیگر که همگی برای مهاجرت دلایل قابل‌قبولی‌ هستند. وقتی از سد کنکور می‌گذریم و در دانشگاه و رشته‌ی مدنظرمان قبول می‌شویم، خیلی خوشحال می‌شویم ولی بعد از گذشت چند ترم می‌فهمیم که صدای دهل از دور خوش است و دانشگاه آن‌قدرها هم که فکر می‌کردیم جای ویژه‌ای نیست.
شخصا به‌عنوان کسی که در رشته‌ی زیست‌شناسی یکی از دانشگاه‌های دولتی تهران مشغول به تحصیل هستم، با این‌که این رشته را با علاقه و انگیزه‌ی زیاد انتخاب کردم‌، ولی بعد از ورود و دیدن اوضاع دانشکده دلسرد شدم. رشته‌های علوم پایه با این‌که در سراسر دنیا بسیار مهم هستند، ولی متأسفانه در کشور ما بهایی به آن‌ها داده نمی‌شود و در شرایط خوبی به سر نمی‌برند، تا جایی که دانشجو برای انجام یک تحقیق باید از جیب خودش خرج کند و چون تمام مواد از خارج از کشور وارد می‌شوند، هزینه‌ی بسیار زیادی برای انجام تحقیق به دانشجو تحمیل می‌شود و همین باعث می‌شود که از انجام آن صرف‌نظر کند و تنها به تئوری دروس اکتفا کند.

رشته‌های علوم پایه با این‌که در سراسر دنیا بسیار مهم هستند، ولی متأسفانه در کشور ما بهایی به آن‌ها داده نمی‌شود

این سیستم آموزشی باعث دلسرد شدن دانشجو از ادامه‌ی تحصیل در ایران می‌شود؛ دانشجویی که یک ‌زمانی برای ورود به دانشگاه لحظه‌شماری می‌کرده است، در نهایت تنها به دلیل پیدا نکردن شغل مرتبط محکوم به ادامه‌ی تحصیل در مقاطع بالاتر می‌شود. خیلی‌ها هم رها کردن تحصیلات را به تلف کردن عمر در مقاطع بالاتر ترجیح می‌دهند و عده‌ای هم مهاجرت می‌کنند و متأسفانه شاهد این هستیم که بسیاری از دانشجویانی که از کشور مهاجرت می‌کنند به موفقیت دست می‌یابند. این در حالی است که ذات و هوش فرد تغییر نمی‌کند، بلکه این محیط و شرایط است که باعث شکوفایی فرد می‌شود و بیشتر افرادی که مهاجرت می‌کنند، در همان کشور مشغول به کار می‌شوند و حاضر به برگشت به کشور خودشان نیستند.
این را هم نمی‌شود نادیده گرفت که خیلی از افراد هم بدون برنامه‌ی خاصی برای آینده، صرفا برای خارج شدن از کشور و یافتن یک زندگی شاید بهتر، مهاجرت می‌کنند. در مجموع دلیل هر فرد برای مهاجرت علمی منحصر به خودش است، ولی دولت باید به فکر روشی جدید در ایجاد اشتغال، آموزش صحیح و استعدادیابی باشد تا از این مهاجرت‌ها جلوگیری شود .کیست که کشور خودش را، جایی که در آن بزرگ ‌شده، جایی که رشته‌ی خوب و کار خوب در آن وجود دارد، رها کند و به کشوری برود که نه کسی را می‌شناسد و نه کسی او را می‌شناسد. حرف آخر این‌که امیدوارم دولت جدید اهمیت بیشتری به سیستم آموزشی کشور دهد تا شاهد پیشرفت‌های علمی کشور در آینده باشیم.

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.