عرفان خسروی، دبیر علمی دانستنیها | در کشور آلمان، مرکزی وجود دارد به نام «بنیاد پژوهش‌های آلمان» (Deutsche Forschungs gemeinschaft) که به طور خلاصه به آن DFG می‌گویند. مأموریت و شیوه‌ی کار این مرکز شبیه «بنیاد ملی علوم» یا  ‌National Science Foundation‌ در آمریکاست، یعنی تخصیص حمایت‌های مالی برای پژوهشگرانی که «پژوهش‌های خوب» (Good Research) و در عین‌حال بی‌کاربرد (Useless Research) انجام می‌دهند. نهادهایی که در کشور ما نقش تقریبا مشابهی برعهده دارند، «معاونت علم و فناوری ریاست‌جمهوری» و «شورای عالی عتف» (علم، تحقیقات و فناوری) هستند. عرض کردم تقریبا، زیرا دو تفاوت عمده میان نمونه‌های ایرانی و نمونه‌های غربی این بنیادهای پژوهشی وجود دارد: یکی در میزان بودجه‌ی پژوهشی، دیگری در هدف‌گیری بودجه‌ی دولتی. بودجه‌ی پژوهش و توسعه در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) در آلمان ۸۴ میلیارد یورو بوده و طی چهار‌، پنج سال اخیر، سالی ۱۵درصد رشد داشته است. در کشور ما به دلایل روشنی، تصور چنین بودجه‌ی پژوهشی‌ای از محالات است. اما مورد دیگر چه؟
پول پژوهش‌های کاربردی (۵۷ میلیارد یورو در آلمان) را خود صنایع تأمین می‌کنند. صنایع مختلف برای توسعه، هزینه صرف می‌کنند و به پژوهشگران پول کافی می‌دهند تا به توسعه‌ی آن‌ها کمک کنند. دولت کمک مالی برای توسعه و پیشرفت صنایع در نظر نمی‌گیرد و همه‌ی حمایت‌های مالی مخصوص پژوهش‌های بدون کاربرد است. البته کاربرد خیلی از این پژوهش‌ها در آینده‌ی دور یا نزدیک مشخص خواهد شد، ولی کسی پژوهشگران را مجبور نمی‌کند که در ازای دریافت حمایت مالی، کاربردی هم برای پژوهش خود پیدا کنند یا صرفا روی مسائل کاربردی تمرکز کنند. اما در کشور ما، این دولت است که برای توسعه‌ی صنایع و علوم کاربردی هزینه می‌کند. در حقیقت در ایران کمترین اهمیت و حمایت مالی متوجه پژوهش‌های بنیادی (همان پژوهش‌های بی‌کاربرد) است و بودجه‌های دولتی از مجاری مختلفی از قبیل پارک‌های علم و فناوری به طرح‌هایی داده می‌شود که قرار است کاربردی باشند، چون این تصور وجود دارد که در کشور ما نیاز به پژوهش‌های کاربردی جدی‌تر از پژوهش‌های بنیادی است و با این سیاست می‌خواهند چرخ صنعت و فناوری را در کشور بچرخانند. نتیجه‌ی این سیاست ایرانی برعکس از آب در آمده است. ما پژوهش‌های کاربردی خود را هم معطوف به نتیجه کرده‌ایم و در عمل شرط نخست پژوهش‌های شایسته‌ی حمایت، یعنی «خوب بودن پژوهش» را به نتیجه‌گرایی فروخته‌ایم. وضعیت و کیفیت صنعت خودرو در ایران، مشتی نمونه‌ی خروار از نتیجه‌ی حمایت دولتی از پژوهش‌های کاربردی است. اما این سکه روی دیگری هم دارد.
پژوهش‌های علوم پایه در کشور ما روزبه‌روز بیشتر در محاق فراموشی فرو می‌رود. پژوهشگران رشته‌هایی مثل جانورشناسی، گیاه‌شناسی، زمین‌شناسی، فیزیک، شیمی و ریاضی یکی‌یکی وارد عرصه‌ی پژوهش‌های کاربردی می‌شوند یا به سختی به پژوهش‌های خود در حوزه‌های بنیادی ادامه می‌دهند. دکتر «مجید مرادمند»، عنکبوت‌شناس دانشگاه اصفهان که در آلمان تحصیل‌کرده، یکی از آن‌هایی است که هنوز هم عاشقانه مشغول کار خودش است و پژوهش‌هایی مانند خواص کاربردی تار عنکبوت را پژوهشی درجه دوم تلقی می‌کند که هرگز بر کشف و رده‌بندی عنکبوت‌های ایران رجحان ندارد. همان‌طور که فکر می‌کنیم پژوهش‌های چنین پژوهشگرانی باید بیشتر شایسته‌ی حمایت شمرده شوند، دانستنیها هم به عنوان نشریه‌ی مروج علم، چنین پژوهش‌هایی را مهم‌تر از پژوهش‌های کاربردی معطوف به صنعت قلمداد می‌کند.

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.