سیدمعین عمرانی| «دست‌نوشته‌ی ووینیچ» (Voynich Manuscript) سال‌هاست که به‌عنوان یکی از اسرارآمیزترین متون جهان شناخته ‌شده است. برای سال‌ها، کسی نمی‌توانست از محتوای این کتاب سر در آورد. به همین دلیل هم تصور بر این بود که شاید این متن حقیقتا تصادفی و کاملا بدون معنی است. «ایان سیمونز» (Ian Simmons) در این مقاله تلاش دارد تا ما را با چند نمونه از این متون اسرارآمیز آشنا کند. با پروفسورها همراه شوید.

دست‌نوشته‌ی ووینیچ نام خود را از یکی از آخرین صاحبانش برگرفت. یک دلال کتاب‌های عتیقه‌ی لهستانی به نام «ویلفرید ووینیچ» (Wilfrid Voynich) این کتاب را در سال ۱۹۱۲ (۱۲۹۱) از «کولگیو رومانو» (Collegio Romano) یا «دانشگاه اسقفی گریگورین» ‌(the Pontifical Gregorian University) امروزی در ایتالیا خریداری کرد. کولگیو رومانو در آن زمان در اثر فشار اقتصادی تصمیم گرفته بود تا تعدادی از کتاب‌های قدیمی خود را بفروشد. این کتاب امروزه در «کتابخانه‌ی کتب و دست‌نوشته‌های کمیاب دانشگاه یِیل» (Yale University’s Beinecke Rare Book and Manuscript Library) قرار دارد.
درون این کتاب، نامه‌ای قرار داشت که نشان می‌داد زمانی در کتابخانه‌ی «آتناسیوس کرشر» (Athanasius Kircher) بوده است. با توجه به برخی مدارک، امروز می‌دانیم که پیش از آن یعنی در اواسط قرن هفدهم هم در اختیار امپراتور «رودالف دوم» (Roman Emperor Rudolph II) در پراگ بوده است، اما در مورد سابقه‌ی کتاب پیش از آن، هیچ اطلاعی در دست نیست. آزمایش کربن ۱۴ روی کاغذهای این کتاب، قدمت آن را حدود نیمه‌ی قرن پانزدهم تخمین می‌زند. همین‌طور آزمایش جوهر این نوشته هم، همین نتیجه را داشته است. بنابراین احتمالا نامه‌ی درون کتاب و مدارک دیگر در مورد سابقه‌ی این دست‌نوشته، جعلی نیستند.
بعد از آن‌که ووینیچ این دست‌نوشته را به جهان معرفی کرد، تلاش‌های زیادی به عمل آمد تا آن را رمزگشایی کنند و از محتویات آن آگاه شوند. اما تاکنون تمام تلاش‌ها در این زمینه با شکست مواجه شده بود، چرا که حروف این نوشته، کاملاً ناشناخته بود و تصاویرش هم با این‌که حس و حال کتاب‌های اروپایی را دارد، اما شبیه هیچ‌چیزی که برای بشر شناخته‌شده باشد، نیست. با این‌ حال به نظر می‌رسد طلسم رازآلودگی این دست‌نوشته شکسته شده باشد.
تحقیقی که در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) روی این کتاب انجام شد، نشان داد که چینش و الگوی حروف این متن، نشان می‌دهد که احتمالا نوعی نظام قانونمند در آن به کار رفته است و می‌توان مانند یک‌ زبان به آن نگاه کرد. این کشف نشان داد که این نوشته، متنی بی‌معنی یا حتی رمزنگاری‌شده نیست. با این ‌حال، محققان هنوز قادر به کشف رمز و ترجمه‌ی آن نبودند.

دست نوشته ووینیچ

یکی از محققان در حال مطالعه روی دست نوشته‌ی ووینیچ

با وجود این، «استفن بَکس» (Stephen Bax) از اساتید زبان‌شناسی کاربردی در دانشگاه بدفوردشایر (University of Bedfordshire) مدعی است که توانسته راز این نوشته را کشف کند. او توانسته است تا با شناسایی تصاویر چند صورت فلکی و گیاه و ارتباط دادن آن‌ها با بخش‌هایی از متن، ۱۰ کلمه را که با استفاده از ۱۴ حرف مختلف ساخته ‌شده‌اند، کشف رمز کند. برخی از این کلمات عبارت‌اند از: زعفران، پنبه و زیره‌ی سبز.
بنابراین دانشمندان به‌مرورزمان در حال رمزگشایی هر چه بیشتر این کتاب هستند، اما هنوز تا زمانی که بتوانیم آن را کامل ترجمه کنیم، راه درازی در پیش است.

معماهای رنسانسی

شهرت دست‌نوشته‌ی ووینیچ و گذشته‌ی تا حدی اسرارآمیزش باعث شده است متون دیگری که رمزگشایی نشده‌اند، تا حدی مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار بگیرند. یکی از این کتاب‌ها که مدت‌ها با ووینیچ اشتباه گرفته می‌شد، «کتاب سویگا» (The Book of Soyga) یا «آلدارایا» (Aldaraia) نام دارد. گفته می‌شود که این کتاب در اختیار دکتر «جان دی» (John Dee)، طالع‌بین مشهور دربار «الیزابت اول» (Elizabeth I) بوده است. جان دی بعدها مدتی را هم در دربار رودالف دوم در پراگ گذراند. جان دی در طول زندگی‌اش مدعی بود که می‌توان با فرشتگان ارتباط برقرار کرد. برای او بسیار مهم بود که زمانی که دستیارش «ادموند کِلی» (Edmund Kelley) ظاهرا با فرشته‌ای به نام «اورائیل» (Uriel) ارتباط برقرار می‌کرد، از او بپرسد که آیا کتاب سویگای آن‌ها اصیل است یا نه؟ البته همیشه هم جوابی که می‌گرفتند، طفره‌آمیز بود و در نهایت هم به پاسخ مناسبی نمی‌رسیدند.
گفته می‌شود که دی هرگز نتوانست راز کتاب سویگا را کشف کند. حتی تا ۲۰ سال پیش، تصور می‌شد که این کتاب غیرقابل فهم و بی‌معنی است. برخی تصور می‌کردند کتابی که دی از آن صحبت می‌کند، همان دست‌نوشته‌ی ووینیچ است. با وجود این، در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳)، یکی از متخصصان آثار جان دی به نام «دبورا هارکنس» (Deborah Harkness) توانست دو نسخه‌ی مختلف از این کتاب را پیدا کند. یکی از آن‌ها احتمالا همان نسخه‌ی دی است که در «کتابخانه‌ی بودلیان» (Bodleian Library) در آکسفورد قرار داشت و با نام «آلدارایا سیوه سویگا ووکور» (Aldaraia sive Soyga vocor) شناخته می‌شد. نسخه‌ی دیگر هم در «کتابخانه‌ی بریتانیا» (British Library) تحت عنوان «تراکتاتوس آسترولوگیکو مگیکوس» (Tractatus Astrologico Magicus) نگهداری می‌شد. تفاوت‌های بسیار کمی میان این دو نسخه وجود دارد، اما هیچ شباهتی میان آن‌ها و ووینیچ وجود ندارد. در دو نسخه‌ی کتاب سویگا، طلسم‌ها و دستورالعمل‌هایی در ارتباط با «جن‌شناسی» (demonology)، جادوگری و طالع بینی وجود دارند. در این کتاب همین‌طور اطلاعاتی در مورد وضعیت‌های مختلف ماه و نام‌های نژادهای مختلف فرشتگان ارائه ‌شده است که البته در میان حلقه‌های رازورزان زمان دی، چیزی عجیب و غیرعادی نبودند.
در این متن، نام چند متن دیگر هم آورده شده است که برای ما ناشناخته‌اند. نام‌های این متون عبارتند از: کتاب‌های «ای» (liber E)، «اوس» (liber Os)، «دیگنوس» (liber dignus)، «سیپال» (liber Sipal) و «مونوب» (liber Munob). البته اگر این کلمات را از آخر به اول بخوانیم، معنی آن‌ها را بهتر متوجه می‌شویم. برای مثال برعکس Sipal، Lapis به معنی «سنگ» است. همین‌طور برعکس Munob، Bonum به معنی «والاترین نیکویی» و برعکس Soyga، Agyos است که در زبان یونانی به معنی «مقدس» است. در بخشی از این کتاب، ۳۶ مربع اسرارآمیز وجود دارد که هرگز معنی آن‌ها برای دی مشخص نشد و دلیل سوال او از فرشتگان هم همین بخش بود. البته پس از کشف این دو نسخه، محققان توانسته‌اند آن‌ها را رمزگشایی کنند. محققی به نام «جیم ریدز» (Jim Reeds) توانست با کمک یک فرمول ریاضی، جدول‌های کتاب را با کمک کلمات کلیدی بازسازی کند. با ‌وجود این، حتی پس از رمزگشایی این جدول‌ها، هنوز هم ‌معنی حقیقی آن‌ها به‌خوبی مشخص نیست.
متن شگفت‌انگیز دیگری از این ‌دست که توسط واحدهای دانشگاهی مطالعه شده است، «دست‌نوشته‌ی روهونک» (Rohonc Codex) نام دارد. ماهیت این کتاب، بسیار به ووینیچ شباهت دارد، اما به‌اندازه‌ی دیگر دست‌نوشته‌ها در اروپای غربی شناخته‌شده نیست. به نظر می‌رسد که این کتاب، منشأ مجارستانی دارد و بیشتر تحقیقات در مورد آن هم به همین زبان است.
این کتاب ۴۴۸ صفحه دارد و هر صفحه هم شامل ۹ تا ۱۴ ردیف از نمادها و تصاویر مختلف است. در کل ۷۹۲ نماد بسیار مرموز در این کتاب وجود دارد. تصاویر این کتاب هم ظاهر مذهبی، نظامی و حتی مدنی دارند. به باور بسیاری، این کتاب نحوه‌ی زندگی مناطق مرکزی و شرقی اروپا را نشان می‌دهد. در این کتاب، نمادهای مذاهب مختلف مانند مسیحیت، اسلام و هندوئیسم دیده می‌شود.
این کتاب در سال ۱۸۳۸ (۱۲۱۷) یعنی زمانی که «کنت گوستاو باتیانی» (Count Gusztáv Batthyány) آن را به‌عنوان بخشی از کتابخانه‌اش به «آکادمی علوم مجارستان» (Hungarian Academy of Sciences) هدیه داد، به دنیا معرفی شد، اما غیر از یک ذکر مبهم در کاتالوگ این کتابخانه که متعلق به یک قرن پیش‌ از این اتفاق است، هیچ نوع اطلاعات دیگری در مورد گذشته‌ی این دست‌نوشته وجود ندارد. آزمایش روی کاغذ این دست‌نوشته، نشان می‌دهد که در دهه‌ی ۱۵۳۰ (۹۱۰) و در ونیز ساخته ‌شده است، اما نمی‌توان هیچ نوع اطلاعات بیشتری در مورد گذشته‌ی این سند پیدا کرد. بسیاری از متخصصان در طول سال‌ها تلاش کرده‌اند تا در مورد ماهیت آن تحقیق کنند و جالب این‌که هرکدام از آن‌ها هم به یک نتیجه‌ی متفاوت رسیده‌اند.
یکی از محققان نتیجه گرفته که متن کتاب ترکیبی از زبان‌های مجاری و سومری است. او متن کتاب را به‌صورت سروته بررسی کرده و به سمبل‌هایی شبیه به نمادهای سومری رسیده بود. سپس حروف لاتین را براساس شباهت، با برخی دیگر از نمادها ترکیب و تلاش کرده بود تا از این طریق، به یک معنی یا نوعی درک از کتاب دست پیدا کند. این تحقیق، در حقیقت در تلاش بود تا یکی از حاشیه‌ای‌ترین تئوری‌ها را تأیید کند که براساس آن، ادعا می‌شد که زبان مجاری، در واقع، یکی از نوادگان زبان سومری است. البته نیاز به گفتن هم نیست که او با انتقادات بسیار جدی‌ای روبه‌رو شد.
دیگر محققان هم آن را به‌عنوان متنی رومانیایی مورد توجه قرار می‌دادند. در این‌ بین، یک محقق هندی به نام «ماهش کومار سینگ» (Mahesh Kumar Singh) هم تصمیم گرفت تا با وجود راست‌چین بودن متون، آن‌ها را از چپ به راست و از بالا به پایین بررسی کند. او سپس تلاش کرد تا این متن را با یکی از متون براهمی هندی (که ثابت‌ شده متنی جعلی است)، انطباق دهد. جالب این‌جاست که متن این کتاب با حروف مجارستانی قدیمی نوشته ‌شده است و با توجه به تصاویرش، به نظر می‌رسد که به بخش‌هایی از عهد جدید اشاره دارد. به همین دلیل، تحقیقات آقای سینگ، نتیجه‌ی قابل قبولی در پی نداشت و محققان نیز آن را معتبر نمی‌دانند.
در سال‌های اخیر، تحلیل‌های کامپیوتری نشان داده‌اند که چینش راست به چپ و بالا به پایین این متن، درست هستند و این‌که این متن هم مانند ووینیچ یک متن معنادار است و تصادفی و نامفهوم نیست. تلاش کنونی محققان بر این است که با کمک تصاویر موجود در این کتاب‌ها بتوانند به‌نوعی، مفاهیم درون‌متن را رمزگشایی کنند، اما با تمام این تلاش‌ها، بیشتر زبان‌شناسان مجار بر این باورند که دست‌نوشته‌ی روهونک یک اثر جعلی و ساخته‌ی دست «ساموئل لیتراتی نمس» (Sámuel Literáti Nemes) در دهه‌ی ۱۸۳۰ (۱۲۱۰) بوده است. نمس کسی بود که در دهه‌ی ۱۸۶۰ (۱۲۴۰) به جعل چند متن مانند این متهم شد. البته هیچ مدرک دیگری که این کتاب را به نمس ارتباط دهد، یافت نشده است.

ووینیچ

در این تصویر چند صفحه از دست‌نوشته‌ی ووینیچ را مشاهده می‌کنید

رویای پرواز

این ‌یک اشتباه است که تصور کنیم دست‌نوشته‌های اسرارآمیز تنها در کتابخانه‌های تنگ و تاریک رنسانسی وجود داشتند. بله، متون مدرن‌تر و به همان اندازه اسرارآمیز هم وجود دارند. برای مثال، متنی به نام « یادداشت‌های باشگاه هوایی سونورا» (Journals of the Sonora Aero Club) وجود دارد که توسط « چارلز دلشائو» (Charles Dellschau) در مورد کارهای این فرد و دوستانش در دهه‌ی ۱۸۵۰ (۱۲۳۰) نوشته‌ شده است. سونورا در کالیفرنیا و در فاصله‌ی حدود ۲۰۰ کیلومتری شرق سان‌فرانسیسکو قرار دارد. در آن زمان این شهر، پاتوق جویندگان طلا بود. اگر بخواهیم نوشته‌های دلشائو را به‌عنوان واقعیت قبول کنیم، ۱۶۰ سال پیش، در آن‌جا باشگاهی وجود داشت که اعضایش هر هفته دور هم جمع می‌شدند و تلاش داشتند تا ماشین‌های پرنده‌ی خارق‌العاده‌ای را بسازند.
این متن شامل ۱۲ یادداشت است و پس از آتش‌سوزی یک‌ خانه در هیوستون تگزاس در دهه‌ی ۱۹۶۰ (۱۳۴۰) پیدا شدند. پس از آتش‌سوزی، بقایای نسوخته‌ی این خانه را به محل دفن زباله بردند و در آن‌جا، یک نفر، این ۱۲ یادداشت را کشف کرد. این متون پس از مدت‌ها خاک خوردن در یک انبار تجاری، توسط «مری جین ویکتور» (Mary Jane Victor) کشف‌ و به کلکسیونر هنری آن منطقه یعنی «دومینیک د منیل» (Dominique de Menil) معرفی شدند. در این متن نام بسیاری از اعضای این باشگاه آمده است. محققان هم بیشتر این افراد را ردیابی کرده‌اند و متوجه شده‌اند که بیشتر آن‌ها نام‌هایی واقعی هستند. حتی «پیتر منیس» (Peter Mennis) که خلبان «آیرو گوس» (Aero Goose) و تأمین‌کننده‌ی سوپ برای این باشگاه بود، یک انسان واقعی بوده است. گفته ‌شده است زمانی که او در دهه‌ی ۱۸۶۰ (۱۲۴۰) از دنیا رفت، راز تولید سوپ را با خود به گور برده و به همین دلیل هم باشگاه مجبور به تعطیلی شد. البته مدرکی دال بر این‌که این افراد در سونورا زندگی کرده باشند، وجود ندارد. با این ‌حال، این افراد واقعا در کالیفرنیا و حتی هیوستون یعنی آخرین محل زندگی دلشائو، زندگی می‌کردند. به نظر می‌رسد که آن‌ها گروهی مخفی بوده‌اند و ماشین‌های خود را پنهانی ساخته بودند. دلشائو نوشتن یادداشت‌هایش را در سال ۱۸۹۹ (۱۲۷۸) و در دوران بازنشستگی‌اش آغاز کرده بود تا خاطرات خود و میراث این باشگاه را ثبت کند. البته اثبات این‌که چنین باشگاهی اصولا وجود خارجی داشته یا نه، غیرممکن است و نمی‌توان گفت اگر هم وجود داشته، چه میزان با ادعاهای یادداشت‌های دلشائو شباهت داشته است.
قطعا هیچ ‌یک از ویژگی‌های وسیله‌های پروازی دلشائو ثابت نمی‌کنند که آن‌ها قادر به پرواز بوده‌اند؛ مخصوصا سوخت جادویی آن‌ها یعنی «سوپ» جا را برای زیر سوال بردن تمام این دست‌نوشته باز می‌گذارد. این احتمال بسیار قوی‌تر است که نتیجه بگیریم این یادداشت‌ها، در حقیقت، محصول ذهن خلاق یک نویسنده‌ی بازنشسته است که بیش ‌از حد وقت آزاد داشته است. البته یک نفر وجود دارد که این‌طور فکر نمی‌کند و تلاش دارد تا ثابت کند که این داستان‌ها می‌تواند صحت داشته باشد. او یک یوفولوژیست به نام «پیت ناوارو» (Pete Navarro) است.
او متقاعد شده که باشگاه هوایی سونورا احتمالا کلید درک حوادث سال‌های ۱۸۹۶-۱۸۹۷ (۱۲۷۵-۱۲۷۶) است. در آن زمان، در ۱۸ ایالت مختلف، گزارش‌های زیادی در مورد مشاهده‌ی کشتی‌های هوایی اسرارآمیز منتشر شده بود. در برخی از این گزارش‌ها آمده بود که رانندگان این کشتی‌ها از آن پیاده شده‌اند و هنگام تعمیر آن‌ها با مردم برخورد داشته‌اند. ناوارو گزارش‌هایی از این ‌دست را با داستان دلشائو مقایسه کرده است و باور دارد که دو نفر به نام‌های «هایرام ویلسون» (Hiram Wilson) و «تاش ویلسون» (Tosh Wilson) همان کسانی هستند که در این حوادث با مردم برخورد کرده بودند. او همین‌طور مدعی است که تاش ویلسون بیش از هفت سال از عمرش را گذاشت تا بتواند دوباره سوپ را تولید کند و در نهایت هم موفق شد. ادعای بعدی او هم این است که کشف کرده این باشگاه، بخشی از یک سازمان اسرارآمیز بزرگ‌تر به نام «نیمزا» (NYMZA) بوده است.
نیازی به توضیح نیست که یوفولوژیست‌های بسیاری هم مدعی شده‌اند که این باشگاه احتمالا یکی از مجامع سری بیگانگان روی زمین بوده است، اما به‌هرحال، چه این طرح‌ها، نقشه‌ی ساخت سفینه‌هایی ساخت دست بیگانگان باشند و چه نباشند، امروزه برای کلکسیونرها ارزش بسیار زیادی دارند. در برخی حراجی‌ها در چند سال اخیر، هر صفحه از این‌ دست‌نوشته تا ۱۵ هزار دلار قیمت‌گذاری شد.

جان دی

دکتر جان دی
مشهورترین طالع‌بین دربار الیزابت اول

دیدگاه های وب سایت

  1. titansarus
    پاسخ دادن

    سلام.
    ببینید، الان PSP کلا قدیمی شده و تقریبا شاید سالی 5، 6 بازی برایش بیاید یا نه و اگر بخواهید بخرید، فقط باید بازی های قدیمی اش را بازی کنید. در ضمن شبیه ساز این کنسول هم برای کامپیوتر موجود می باشد که بیش تر بازی هایش را می تواند اجرا کند مثلا شبیه ساز PPSSPP.
    اما بین خود PSP ها اگر می خواهید قابل حمل تر باشد (و فکر کنم کشویی باشد) و فکر کنم خودش حافظه داشته باشد، باید PSP GO بخرید ولی اگر می خواهید صفحه نمایش بزرگ داشته باشد ولی حافظه اش را خودتان بخرید، PSP 3000 بهتر است.
    ولی در کل خرید PSP را پیشنهاد نمی کنم.

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.