دکتر «علی هاتف سلمانیان» استاد پژوهشکده ی زیست‌فناوری کشاورزی در «پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست‌فناوری» است. او از لزوم توجه به تراریخته‌ها و الزامات ورود به این عرصه در کشور می‌گوید و اعتقاد دارد بخش زیادی از توان کشور صرف بحث‌های بیهوده می‌شود و به جای این می‌توان وارد فرایندهای استاندارد و تعریف‌شده‌ی علمی شویم.

تراریخته و تنوع زیستی

در کل هر بذر پرمحصولی که وارد بازار شود، زنگ خطری برای تنوع زیستی داخلی است، زیرا کشاورزان با وجود بذرهای پرمحصول دیگر به سراغ بذرهای سنتی نمی‌روند. این موضوع مختص تراریخته‌ها نیست و در مواجهه با هر بذر پرمحصولی می‌تواند اتفاق بیفتد. برای نمونه، چند سال قبل نوعی درخت سیب پرمحصول وارد بازار شد و طی
۱۰ سال به تدریج تمامی باغ‌داران شمال‌غرب کشور به سراغ آن رفتند. بعد از چند سال آفتی باعث شد تا این درخت‌های سیب جدید صدمه ببینند. در این شرایط همه به دنبال این بودند که نمونه‌ی درخت‌های قدیمی را پیدا کنند تا بتوانند دوباره باغ‌های خود را احیا کنند، اما دیگر در هیچ باغی، درخت‌های قدیمی وجود نداشت. در این ماجرا
واقعا تنوع زیستی درخت سیب در شمال‌غرب کشور به خطرا فتاد.

از آنجا که بیشتر بذرهای ما وارداتی هستند، بحث به خطر افتادن تنوع ژنتیکی بومی بسیار پیش از این اتفاق افتاده است و بحث گسترده‌تر از کشت شدن یا نشدن تراریخته‌هاست؛ اما متأسفانه هیچکس در داخل به این موضوع توجه ندارد و کسی به این همه واردات کنترل‌نشده‌ی بذر اعتراضی نمی‌کند.

تراریخته و سم‌ها

اگر عوامل غیرزنده نظیر گرما، سرما، خشکی و … را کنار بگذاریم، در کشاورزی آفات و عوامل بیولوژیک جزء مهم‌ترین عواملی هستند که به گیاه حمله می‌کنند و باعث بروز مشکل می‌شوند. ما با این مشکلات بیولوژیک با ابزارهای شیمیایی مثل انواع سموم مقابله می‌کنیم. ابزار شیمیایی صفر و یکی عمل می‌کند. یعنی مثلا نوعی حشره
را یک‌دفعه به‌طور کامل نابود می‌کند. امروزه در دنیا به این نتیجه رسیده‌اند که به‌جای برخورد شیمیایی با این عوامل، می‌توان برخوردی از جنس بیولوژیک داشت. مثلا از باکتری یا قارچ یا… برای کنترل آفت استفاده کرد. روش‌های بیولوژیک به‌جای از بین بردن، سیستم را به تعادل می‌رسانند و به همین دلیل راه حل‌های پایدارتری هستند.

گیاهان تراریخته‌ی مقاوم به انواع آفات هم به نوعی ابزارهایی بیولوژیکی برای مقابله با این مشکلات هستند.

گفته می‌شود که مصرف گیاهان تراریخته‌ی مقاوم به علف‌کش‌ها و آفت‌کش‌ها باعث شده است مصرف علف‌کش‌ها افزایش پیدا کند. توجه کنیم که سوءمصرف سم موضوعی نیست که با تراریخته یا غیرتراریخته بودن گیاهان ارتباط داشته باشد.

به‌عنوان مثال ما در حال حاضر در هیچ‌کجای ایران کشت گیاه مقاوم در برابر «گلایفوسیت» (نوعی سم) نداریم، اما مصرف این سم در ایران بسیار زیاد است. هرچند که این سم به‌نسبت دیگر سموم مورد استفاده در کشاورزی خطرات کمتری دارد، اما به هر حال بدون خطر نیست و باید مصرف آن مدیریت شود. اما می‌بینیم که هیچ کنترلی بر این
روند وجود ندارد.

در واقع یکی از مشکلات فعلی ما در حوزه‌ی صادرات محصولات کشاورزی، باقیمانده‌ی سموم در محصولات است و بعضا باعث برگشت خوردن برخی محصولات می‌شود.

همه‌ی این مشکلات در شرایطی در کشاورزی ما وجود دارد که کشت گیاه تراریخته‌ای هم در این بین مطرح نیست و بذرهای غیر تراریخته کشت می‌شود. با توجه به تجربیات مدون جهانی در اکثر موارد که گیاهان تراریخته به درستی مدیریت شده‌اند، مصرف سموم کاهش قابل توجهی داشته است. البته گزارشاتی مبنی بر استفاده بیش از اندازه از سموم نیز وجود دارد که عمدتا مربوط به عدم آموزش کافی یا مدیریت نامناسب است. در هر صورت حلاجی این موضوع جای بحث کارشناسی بیشتری دارد.

آیا تراریخته‌ها ما را می‌کشند؟

در دنیا مطالعاتی در رابطه با تاثیر کاشت محصولات تراریخته بر میکروارگانیسم‌ها صورت گرفته است. این مطالعات نشان می‌دهد که تراریخته‌ها روی این موجوات تاثیرگذارند اما تاثیر آن‌ها شبیه تاثیری است که مثلا تغییرات دما یا کودها یا… دارند و تاثیر خاص یا عجیبی نیست.

تا به حال در دنیا تنها یک مطالعه بوده که نشان داده محصولات تراریخته ممکن است برای سلامتی خطرآفرین باشند. در این مطالعه موش‌هایی برای چند ماه با ذرت‌های غیرتراریخته و در گروه‌های دیگر با درصدهای مختلفی از ترکیب ذرت تراریخته و غیر تراریخته تغذیه شدند.

پس از چند ماه در بعضی از این موش‌ها مشکلاتی مانند ابتلا به سرطان مشاهده شده است. نمی‌توان نتایج این مطالعه را به کلی زیر سوال برد، اما ابهاماتی هم در آن وجود دارد که نمی‌توان نادیده گرفت؛ به‌عنوان مثال وقتی نتایج را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که مثلا موش‌هایی که با مخلوطی (۱۱ درصد) از ذرت تراریخته تغذیه شده‌اند، بیشتر از موش‌هایی که با مخلوطی حاوی ۲۲ درصد ذرت تراریخته تغذیه شده‌اند، مبتلا به سرطان شدند. یعنی با بالا رفتن دوز تراریختگی میزان ابتلا به بیماری افزایش پیدا نکرده است. یا این‌که‌ این موش‌ها برای مدتی طولانی تنها با ذرت تغذیه شده‌اند، یعنی اتفاقی که در حالت طبیعی رخ نمی‌دهد، که خود این تغذیه می‌تواند احتمال ایجاد مشکلات جسمی و حتی شاید ابتلا به سرطان را افزایش دهد. و موارد دیگری که این مقاله از نظر علمی رد شده و اصطلاحا Retract شده است.

یکی دیگرا ز مواردی که مطرح می‌شود این است که در گیاهان تراریخت ژن مقاومت به‌نوعی آنتیبیوتیک به نام کانامایسین وجود دارد و مصرف این گیاهان باعث می‌شود بدن‌ ما نسبت به این آنتیبیوتیک مقاوم شود. توجه به نکته‌ای حائز اهمیت است. اول این‌که ژنی که به آن اشاره می‌شود، منشاء طبیعی داشته و در بسیاری از میکروارگانیسم‌هایی که هر روزه با غذا وارد بدن ما می‌شود وجود دارد. به عبارت دیگر، نه تنها این ژن بلکه ژن‌های متعدد دیگری را هر روزه توسط غذا و به‌ویژه گیاهان غیرتراریخت هم می‌خوریم. برای برطرف کردن همین نگرانی‌ها هم در دنیا، تکنولوژی مارکرفری‌ها را پیشنهاد می‌دهند که به ما این امکان را می‌دهد که پس از تراریخت شدن گیاه، با روش‌های مولکولی این ژن مقاومت را از گیاه حذف کنیم.

تراریخته، نظارت و هزار پیچ‌وخم

دست‌کاری ژنتیکی حدود ۳۰ سال است که در دنیا صورت می‌گیرد. در تمام این سال‌ها نگرانی‌های ناشی از احتمال خطر در این فناوری، مثل دیگر فناوری‌های جدید در نظر گرفته شده و راه‌حل‌های مشخصی برای ارزیابی و مدیریت این خطرات احتمالی نیز در نظر گرفته شده است. پروتکلی بین‌المللی به‌نام پروتکل کارتاهنا وجود دارد که ایران هم به عضویت آن در آمده است. هدف از این پروتکل تامین ایمنی کشورها در مبادلات محصولات دست‌ورزی‌شده ژنتیکی به طور اعم و حفظ تنوع زیستی است. بخشی از آن هم مربوط به محصولات تراریخته‌ی گاهی و بایدها و نبایدهای مربوط به این محصولات است. این پروتکل، به بحث تحقیقات ورود نمی‌کند و تابع قوانین عمومی کار در آزمایشگاه‌ها با سطح ایمنی ۲ است (به زبان ساده یعنی سطحی از ایمنی که افراد آموزش‌های لازم را دیده و ورود و خروج مواد در آن کنترل شده است).

به طور خلاصه هنگام تولید محصول تراریخت پیش از کشت گسترده و تجاری‌سازی باید موازین علمی و ارزیابی‌های ایمنی در مورد آن انجام و حتی در مواردی به مراجع بین‌المللی اعلام شود. وقتی محصول تراریخته‌ای تولید می‌شود باید بخشی از اطلاعات مربوط به آن مانند ژن والد، جایگاه ژن جدید در DNA گیاه، درصد تراریختگی و … به سازمان‌های ذی‌ربط داخلی اعلام شود. پس از اخذ مجوزهای لازم، که بین ۵ تا ۱۰ سال نیز طول می‌کشد، در چارچوب این قوانین کشورها می‌توانند محصولاتی را که قرار است در کشورشان تولید یا وارد شود، ارزیابی کنند. اجرای پروتکل کارتاهنا مراحل مختلفی دارد. ابتدا آموزش و آگاهی‌رسانی است. سپس باید قوانین ملی در این رابطه تدوین بشود؛ ممکن است کشوری قوانینی سخت‌گیرانه‌تر یا راحت‌تر از پروتکل بین‌المللی را در نظر بگیرد، اما به‌هرحال باید بسترهای قانونی و متولیان اجرا و نظارت بر این قوانین مشخص شوند. در نهایت باید زیرساخت‌های اجرایی مورد نیاز برای اجرای پروتکل فراهم شود؛ مثلا آزمایشگاه‌های مرتبط تجهیز شوند، نیروی انسانی متخصص تربیت شود، نهادهای لازم راه‌اندازی شود و… . حدود ۱۵ سال پیش، در ایران مرحله‌ی آموزش و آگاهی‌رسانی انجام شد. با تلاش‌هایی که صورت گرفته‌است، ساز و کارهای اولیه در وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط‌زیست برای ارزیابی و صدور مجوز شکل گرفته است.

soyabean-oil

چه خبر از بازار؟

تقریبا کل سویا و بخش عمده‌ی ذرتی که در دنیا خرید و فروش می‌شود، تراریخته است. تقریبا کل سویایی که در ایران مصرف می‌شود (به‌ویژه در مورد خوراک دام و طیور) وارداتی است. علاوه بر آن حدود ۷۰ درصد غذای دام و طیور ما هم از ذرت تامین می‌شود که آن هم از راه واردات است. پس با این حساب ما حتما واردات و مصرف تراریخته به صورت غیر مستقیم و مستقیم (به عنوان مثال روغن استحصال‌شده از دانه‌های روغنی وارداتی) داریم. تا جایی که اطلاع در دست است، در ایران تولید محصول تراریخته بهش‌کل تجاری و مشخص نداریم، فقط چند سال قبل مقداری برنج تولید شد که آن هم وارد بازار نشد. اما کشت ناخواسته تراریخته به احتمال زیاد در ایران انجام می‌شود. زیرا بیش‌تر بذرهای مورد مصرف ما وارداتی است. بررسی اینکه بذری تراریخته است یا خیر، فرآیندی ساده است اما فعلا در کشور ما مورد درخواست نیست. در نتیجه وقتی بذری وارد کشور می‌شود، نمیدانیم که تراریخته است یا نه و به این ترتیب خیلی محتمل است که محصولی تراریخته را کشت کنیم، در حالی که اصلا اطلاعی از این موضوع نداریم.

تکنولوژی‌های جدید، مضر یا مفید؟

گیاهان تنها محصول دست‌ورزی ژنتیکی نیستند. بسیاری از باکتری‌ها یا میکروارگانیسم‌های دیگر هم دست‌ورزی شده ، فرآورده‌های آن‌ها تبدیل به محصول می‌شوند، ما از آن‌ها استفاده می‌کنیم و اصلا هم نگران مصرف آن‌ها نیستیم. بسیاری از داروها یا واکسن‌های نوترکیب از جمله‌ی همین محصولات هستند. به‌عنوان مثال، برای تهیه‌ی واکسن علیه ویروس هپاتیت B، ژنی را از ویروس برمی‌دارند، آن را در یک مخمر (نوعی قارچ تک‌سلولی) قرار می‌دهند و مخمر نیز پروتئین مورد نظر را درون خود تولید می‌کند. پس از مراحل خالص‌سازی و گذراندن آزمایشات لازم، این ماده را به بدن انسان تزریق می‌کنند. البته در مواردی هم دیده شده که افراد به این واکسن حساسیت نشان داده‌اند یا تزریق واکسن موجب ایجاد ایمنی لازم نشده است. اما هیچ‌وقت واکسیناسیون آن به این دلیل تعطیل نمی‌شود. چون طبق برآوردهای انجام شده در ایران در حدود سه تا پنج درصد ناقل ویروس هپاتیت Bداریم و این نگرانی بسیار بزرگ‌تری برای ما است که باید از آن جلوگیری شود. به عبارت دیگر با توجه به مشکلاتی که به کارگیری این تکنولوزژی در پیش رو دارد، با مدیریت مناسب
می‌توان از مزایای آن استفاده و مشکلات آن را به حد اقل رساند.

راه حل چیست؟

با توجه به این‌که در حال حاضر هم واردات کنترل‌نشده‌ی محصولات تراریخته را داریم و هم با بذرهای غیربومی کشت کنترل‌نشده در کشور انجام می‌شود، بهتر است اجازه بدهیم بذرهای بومی با ویژگی‌های خوب (از نظر سازگاری با اقلیم ایران) و با توجه به نیازهای واقعی کشور تولید و در شرایط مناسب کشت شوند. برای کنترل این شرایط نیاز به زیرساخت‌های مناسب داریم. ما تاا لان بخشی از هزینه‌های مورد نیاز را با کمک‌های بین‌المللی دریافت کرده‌ایم. بخش دیگر را هم باید با سرمایه‌گذاری داخلی تأمین کنیم. البته سرمایه‌گذاری در این زمینه بسیار هزینه‌بر است، اما همان‌طور که برای دفاع از مرزهای کشورمان هزینه‌های زیادی می‌کنیم، برای امنیت غذایی کشور هم این هزینه‌ها ضروری است. در حال حاضر بخش زیادی از توان کشور صرف بحث‌های بیهوده و بی‌نتیجه در این زمینه می‌شود، در حالی که می‌توانیم به جای این، وارد فرایندهای استاندارد و تعریف‌شده‌ی علمی بشویم و به جای اتلاف انرژی و از دست دادن فرصت‌ها، از روش‌های علمی و پیاده‌سازی قانون‌های مصوب داخلی استفاده کنیم.

دیدگاه های وب سایت

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.