عرفان خسروی

این روزها خیلی‌ها دغدغه‌ی علم دارند، از معلم‌های کنکور بگیرید تا برندهای تجاری تلفن همراه، بازار مکاره‌ای برای علم راه انداخته‌اند که در آن هرچیزی پیدا می‌شود؛ از تبلیغ وسایل الکترونیک با انگ سیب و گلابی تا پروفسورهای خودخوانده‌ای که جملات قصارشان در شبکه‌های اجتماعی معرفت بشری را شخم می‌زند. حتی کسانی که رَطب و یابِس انرژی‌درمانی و موهومات حلقه‌های کیهانی را به هم می‌بافند و آن را با عبارت‌های پرطمطراقی که از اهل علم دزدیده‌اند، بزک‌دوزک می‌کنند. این بازار سیاه که به نامزدی «علم» می‌نازد، مثل آسمان خاکستری تهران، کمابیش یار همیشگی ما شده است و محدود به شبکه‌های اجتماعی و نشست‌های شبه‌روشن‌فکری دانشکده‌ها نیست.
کافی است سری به دکه‌های روزنامه‌فروشی بزنید، ۱۰ عنوان روزنامه‌ی مختلف را به طور اتفاقی بردارید و دنبال صفحه‌ی «علم» بگردید. خواهید دید که بیش از نصف مطالب صفحات علم در مطبوعات ما به بحث‌هایی درباره‌ی عرضه‌ی محصولات جدید الکترونیک، خودرو، هواپیما و تسلیحات نظامی اختصاص پیدا کرده است. اگر بختیار باشید، ممکن است در صفحات اندیشه و علوم انسانی هم چیزهایی درباره‌ی علم پیدا کنید: از نقدهایی که فیلسوف‌های نسبیت‌گرای ضدعلم با نگرانی تمام درباره‌ی تمامیت‌خواهی علم و حقانیت جادوگری و انرژی‌درمانی نوشته‌اند تا نظر روشن‌فکرهایی که مستند به حرف‌های همان پست‌مدرن‌های نسبیت‌گرا، داد سخن را از نسبیت اینشتین ول ‌داده‌اند تا برسد به نسبیت در عقاید و آرای مردمان و همین را چماقی کرده‌اند که بکوبند بر سر آنچه که ما آن را علم می‌نامیم. این وضعیت وخیم درحالی اتفاق می‌افتد که در صفحه‌ی مختص علم، چنان که گفته ‌شد، هر چیزی پیدا می‌شود به جز علم.
علم از سویی دشمنانی دارد که مدعی‌اند جادوی سیاه فلان قبیله در آفریقا به اندازه‌ی نظریات فیزیک کوانتوم حقیقت دارد و ادعای دانشمندان را دروغ می‌دانند، از سوی دیگر دوستانی که گاهی باید از دست‌شان به نزد همان دشمنان التجا برد. اگر آن دشمنان، خیلی آشکار و بی‌پرده علم را همسنگ جادوگری می‌دانند، دوستان علم با عرضه‌ی نسخه‌ی بدلی به نام فناوری، علم را به مقوله‌ای فراموش‌شدنی و بی‌ارزش کاسته‌اند. حالا اهل علم باید مدام به پرسش‌هایی از این قبیل پاسخ بدهند که «حل این مسئله‌ی علمی چه مشکلی از زندگی ما حل می‌کند؟»، «برای این موضوع چقدر پول می‌دهند؟» و «این حرف‌ها نان و آب هم دارد؟» و دردناک‌تر از همه این‌که نافیان ارزش ذاتی علوم پایه و پرسندگان چنین پرسش‌های سخیفی همان حمایل‌کشان بیرق علم هستند. گواه می‌خواهید؟ صفحات «علم» روزنامه‌ها را تورق کنید!

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.