عرفان خسروی اگر از قدیم خواننده‌ِی بخش یادداشت‌های دانستنیها بوده باشید، حتما به خاطر دارید که از مدت‌ها پیش درباره‌ی تقلب‌های مرسومی مثل خرید و فروش مقاله و پایان‌نامه تذکر داده و از نهادهای دولتی خواسته بودیم سازوکاری برای مقابله با این روند پیدا کنند. یکی از ناراحت‌کننده‌ترین جنبه‌های این سازوکار ملوث هم، بی‌حیایی ارباب این مافیا در تبلیغ کار شنیع خود در میانه‌ی کتابفروشی‌های راسته‌ی انقلاب و خیابان‌های مجاور دانشگاه تهران بود.
اما چند اتفاق نه‌چندان خوشایند باعث شد ماجرای این اعتراض‌ها دوباره داغ شود و مسئولان را به چاره‌اندیشی و مجازات خاطیان وادارد. آخرین اتفاق ماجرای پر سروصدای گزارش نشریه‌ «nature» بود. به گزارش این نشریه، ۵۸ مقاله با نویسندگانی ساکن ایران از فهرست سوابق مقالات منتشرشده در دو نهاد علمی «BioMed Central» و «Springer» تعلیق شده‌اند و نه مقاله‌ی دیگر هم تحت بررسی برای تعلیق قرار دارند.
گزینش این مقاله‌ها در ادامه‌ی موارد کشف‌شده در سال گذشته‌ی میلادی بود. تمام مقالات تعلیق‌شده از اسپرینگر، دارای دستکاری‌هایی در نام نویسندگان و فرایند داوری و ارزیابی علمی بودند و در ۷۰درصد آن‌ها، شائبه‌ی سرقت ادبی-علمی هم وجود دارد. تمام مقالات BMC هم دستکاری‌هایی در نام نویسندگان داشتند، ۵۷درصد آن‌ها در فرایند داوری و ارزیابی دستکاری شده بودند و ۹۳درصد آن‌ها با سرقت ادبی-علمی همراه بودند. سال گذشته هم ۶۴ مقاله در اسپرینگر و ۴۳ مقاله در BMC تعلیق شده بودند.
در تمام موارد، حین مرحله‌ی داوری و ارزیابی، از ای‌میل‌های جعلی منتسب به نام دانشمندان واقعی سوءاستفاده شده بود. فرایند تقلب به این صورت بود که مقاله با نام و ای‌میل جعلی دانشمندی مشهور و چند همکار غیرمشهور برای نشریه فرستاده ‌شده بود، اما پس از اتمام داوری، با این ادعا که آن شخص از همکاری در این مقاله انصراف داده است و خواستار حذف نام خود شده، نام و ای‌میل جعلی از مقاله حذف می‌شود و به این ترتیب اعتبار نام دانشمندی که روحش هم از آن مقاله خبر نداشت، موجب اعتماد به ادعاهای مقاله و سهولت در فرایند داوری ‌شده بود. به علاوه این موضوع باعث ‌شده بود داوری آن مقاله به شخص بی‌خبری که نامش به عنوان نویسنده درج شده است، سپرده نشود.
در تمامی موارد، این مقاله‌ها مربوط به حوزه‌های علوم کاربردی هستند. علوم کاربردی اصطلاحی است که برای تفکیک رشته‌های مرتبط با پزشکی، مهندسی و تکنولوژی از علوم پایه به کار می‌رود. دستاورد رشته‌های کاربردی مستقیما در بازار به پول تبدیل می‌شود (مثلا تبدیل به یک دارو، درمان، واکسن، ابزار یا فناوری می‌شود)، درحالی‌که دستاوردهای علوم پایه مبنای پژوهش‌های بیشتری را فراهم می‌کند که ممکن است نهایتا به پژوهش‌های ثانویه کاربردی منتهی بشود، اما نمی‌توان کاربردی مستقیم برای آن‌ها پیدا کرد.

دستاورد رشته‌های کاربردی مستقیما در بازار به پول تبدیل می‌شود، درحالی‌که دستاوردهای علوم پایه مبنای پژوهش‌های بیشتری را فراهم می‌کند که ممکن است نهایتا به پژوهش‌های ثانویه کاربردی منتهی بشود

همه‌ی پژوهش‌های کاربردی معطوف به حصول نتیجه انجام می‌شوند و پژوهشگر تنها راه‌های مختلفی را برای نیل به هدف می‌آزماید، بنابراین چیزی که مورد داوری قرار می‌گیرد، نتیجه نیست، بلکه مسیر دستیابی به آن است. از همه مهم‌تر، در بسیاری موارد، دستاورد پژوهش کاربردی به آسانی تکرارپذیر نیست و راستی‌آزمایی چنین پژوهش‌هایی نیازمند یک کار پژوهشی دیگر است.
این دو ویژگی اخیر، احتمال تقلب را در این حوزه‌ها بالا می‌برد، با‌ وجود این، معمولا کسی در علوم کاربردی دست به تقلب نمی‌زند، چون انتشار مقاله به تنهایی امتیاز چندانی محسوب نمی‌شود. چند سال پیش پژوهشگری ژاپنی در مقاله‌ی معتبری در nature ادعای دستاوردی را کرده بود که در حقیقت با فوتوشاپ به دست‌ آمده بود. مقاله او از سد داوری هم گذشت و منتشر شد، اما پس از مدتی، وقتی پژوهشگران دیگر نتوانستند نتایج او را تکرار کنند، مشخص شد او دست به تقلب زده است و نهایتا او مجبور به کناره‌گیری از علم و هاراکیری شد.
در اغلب کشورهای جهان، علوم کاربردی مورد حمایت بازار و بخش خصوصی هستند و هزینه‌های پژوهشی خود را از مشتریان پژوهش‌ها دریافت می‌کنند، درحالی‌که بنیادهای دولتی علوم، حامی پژوهش‌های علوم پایه هستند. حمایت بازار با داوری ثانویه تمام پژوهش‌های کاربردی همراه است و اگر پژوهش‌های کاربردی نتوانند دستاوردی عملی داشته باشند، خودبه‌خود به محاق می‌روند. درحقیقت داوری اصلی و حقیقی پژوهش‌های کاربردی، پس از انتشار مقاله و در چرخه‌ی صنعت رخ می‌دهد.
در کشور ما اوضاع قدری متفاوت است. پارک‌های علم و فناوری ما (معادل مؤسسات خصوصی حامی فناوری در غرب) وابسته به دولت هستند (در حقیقت وابسته به معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری و نه وزارت علوم).
سال‌هاست سیاست دولت، کوبیدن بر طبل پژوهش‌های کاربردی بوده است و پژوهشگران علوم پایه را به پژوهش‌های کاربردی واداشته‌اند. به‌این ترتیب پژوهش‌های کاربردی (مثلا در حوزه‌ی پزشکی و داروسازی و بیوتکنولوژی) حکم معامله‌ی دو سر سود را پیدا کرده‌اند؛ چون هم امتیاز به ازای انتشار مقاله را به همراه دارند، هم این‌که درهرصورت مورد حمایت هستند و اغلب از رقابت صنعتی فارغ هستند. انتشار مقاله، آخرین قله‌ی افتخار برای پژوهشگر ایرانی است و همه چیز برای علوم کاربردی مهیاتر و مهناتر از علوم پایه است و همین است که فهرست‌های مقاله‌های تعلیق‌شده محدود به همان علوم کاربردی مانده‌اند.

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.