«محمد مهدیان»، پژوهشگر شرکت «گوگل» ‌ ساده می‌پوشد، راحت حرف می‌زند و قبولی در اولین المپیاد کامپیوتر ایران یا کار کردن در «مایکروسافت»، «یاهو» و «گوگل» را مانند خوردن صبحانه، یک اتفاق بدیهی و عادی می‌داند. او که ۱۸ سال پیش از ایران رفته، دست‌کم سالی یک‌بار به ایران برمی‌گردد تا در پیشرفت سطح علمی کشور نقشی داشته باشد. آقای مهدیان بهمن‌ماه امسال،‌ به عنوان یکی از برنامه‌ریزهای برگزاری المپیاد جهانی کامپیوتر که قرار است سال آینده در ایران برگزار ‌شود، به کشورمان آمده بود. او یکی از پژوهشگرانی است که سال‌ها در غول جست‌وجوی اطلاعات، گوگل، کار کرده و هنوز هم در همان‌جا مشغول به کار است؛  با وجود این، کاملا بی‌تکلف و بسیار ساده درباره‌ی زندگی و موفقیت‌هایش حرف می‌زند.

محمد مهدیان دوران دبستان را به مدرسه‌ی «حائری» در نزدیکی خانه‌‌شان رفته و دوران راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه‌ی «مفید» در خیابان زنجان گذرانده بود. «بیشتر از هر چیزی به ریاضی و فیزیک علاقه داشتم که معلم‌های خوبم خیلی هوای‌مان را در این زمینه داشتند. یادم هست در دوران راهنمایی معلمی به نام آقای خلیلی داشتیم که مسائل سختی برای‌مان می‌آورد و ذهن‌مان را به کار می‌گرفت. این سختی کشیدن‌ها و سروکله‌زدن با چالش‌های مختلف برای من واقعا لذت‌بخش بود.»  مسائل مدرسه برایش جذاب بودند، ولی او را راضی نمی‌کرد. برای همین خودش سراغ کتاب‌های مسئله‌دار رفت و چیزهای جدیدی آموخت. این مسائل جدید که در کتاب‌های پیشرفته‌تر بودند،‌ او را وارد دنیایی جدید کردند. در آن دوران که تازه المپیادهای ریاضی و کامپیوتر پا گرفته بودند، کتاب‌های پیشرفته‌ی مسائل ریاضی سرنوشت او را به گفته‌ی خودش کاملا تغییر دادند.«علاقه به دانستن و چالش حل مسئله خیلی در پیشرفتم مؤثر بودند. برای فهمیدن مسائل مختلف علمی عطش زیادی داشتم. مجلات دانشمند و دانستنیها را مدام می‌خواندم. دوست داشتم منطق همه چیز را از درونش بیرون بکشم.وقتی وسیله‌ای در خانه خراب می‌شد، بابا تلاش می‌کرد تا آن را تعمیر کند. بابا تعمیرکار نبود. همیشه هم موفق نمی‌شد، اما همین که سعی می‌کرد به منطق کار کردن وسایل پی ببرد، برایم جالب بود. گاهی کنار دست پدر می‌نشستم و سعی می‌کردم کارهایش را یاد بگیرم. بعدها که بزرگ شدم، فهمیدم کار او نوعی حل مسئله بود. در واقع همین که به منطق یک وسیله‌ی خاص فکر کنی، در حال حل یک مسئله‌ی ریاضی هستی. البته نمی‌شود گفت که ریاضی حل کردن و تعمیر وسیله‌های مختلف دقیقا شبیه به هم هستند، ولی به ‌هر حال جفت‌شان از اصول یکسانی بهره‌ می‌گیرند.»

محمد مهدیان

بی‌واسطه از نیویورک؛ مهدیان این عکس را بعد از بازگشت به نیویورک برای دانستنیها گرفت

نمره‌ی انضباط: ۱۴ با ارفاق

محمد مهدیان، برای شرکت در المپیاد کلاس خاصی نرفت و با حل مسائل خاص ریاضی، خودش را برای این آزمون آماده می‌کرد. «سال ۷۱ در دو المپیاد ریاضی و کامپیوتر شرکت کردم. در واقع تنها قرار بود در المپیاد ریاضی شرکت کنم، ولی وقتی سر جلسه نشسته بودیم، گفتند می‌توانید یک ساعت اضافه بنشینید و سوالات المپیاد کامپیوتر را هم حل کنید.» محمد  یک ساعت اضافه سر امتحان نشست و سرنوشتش عوض شد. هر چند زمانی که پای امتحان نشسته بود، چیز زیادی از کامپیوتر نمی‌دانست. او حتی در خانه‌شان کامپیوتر هم نداشت، ولی توانست از پس سوالات بربیاید چون مسائل المپیاد کامپیوتر نزدیکی زیادی به دنیای ریاضیات داشتند. «قبل از المپیاد، درباره‌ی برنامه‌نویسی اطلاعات خیلی کمی داشتم. در خانه کامپیوتر نداشتیم. تنها مدرسه یک کامپیوتر «کمودور ۶۴» داشت که می‌توانستیم با زبان بیسیک و خیلی ساده برنامه‌هایی بنویسیم.» بعد از قبول شدن در مرحله‌ی اول المپیاد، او زبان پاسکال و الگوریتم‌های دیگر را هم یاد گرفت و با این محیط جدید بیشتر آشنا شد. محمد مهدیان جوان هنوز هیچ ایده‌ای برای آینده‌ی شغلی یا علاقه‌اش نداشت. او همیشه مانند خیام زندگی را ساده می‌گرفت و مسیری را که دوست داشت، آرام می‌پیمود تا در نهایت به مقصد خوبی برسد. «آن روزها به شغل آینده‌ام فکر نمی‌کردم. الان سیستم عوض شده و بچه‌ها از همان اوایل دبیرستان به هزار چیز فکر می‌کنند. زمان ما این‌طور نبود. شاید هم من اهل چنین فکرهایی نبودم.» تمرکز اصلی‌اش روی درس‌های دبیرستان بود و همان‌ها را می‌خواند و خودش را چندان وقف المپیاد نمی‌کرد. «قبل از المپیاد، وقت زیادی برای آماده شدن برای کنکور نگذاشتم. الان بچه‌ها کنکور و المپیاد را خیلی جدی می‌گیرند، ولی من این‌طور نبودم. برای مدرسه آماده می‌شدم و کمی بیشتر روی ریاضی و حل مسئله تمرکز می‌‌کردم، ‌تنها همین.» محمد مهدیان با خنده‌ درباره‌ی درس‌هایش در آن دوران می‌گوید: «ورزش و انضباط کمترین نمره‌های من در مدرسه بودند. انضباط به این خاطر بود که همیشه دیر به مدرسه می‌رسیدم و نمره‌ام مدام کم می‌شد. ورزشم هم چندان خوب نبود. یادم هست که یک‌بار نمره‌ی انضباطم در آن دوران ۱۴ شد. به جز این، بقیه‌ی درس‌هایم خوب بودند.»

الان بچه‌ها کنکور و المپیاد را خیلی جدی می‌گیرند، ولی من این‌طور نبودم

سال چهارم دبیرستان در «شریف»

محمد مهدیان دو سری دوره‌ی آموزشی مختلف را برای شرکت در المپیاد گذراند و وقتی بهار سال سوم دبیرستان رسید، ‌مطمئن بود یکی از طلاهای المپیاد کشوری را به دست می‌آورد و درباره‌ی ورود به دانشگاه هیچ دغدغه‌ای نداشت. « تا پیش از آن، کمی درس‌های دبیرستان را هم می‌خواندم، ولی بعد از بهار، تمرکز اصلی روی المپیاد و زمینه‌ی اصلی فعالیتم بود. به نظرم الان حساسیت روی کنکور و المپیاد خیلی بالاست. آن زمان کسی، ‌درس را فدای المپیاد نمی‌کرد. خانواده درباره‌ی درسم هیچ نظر خاصی نمی‌دادند. با وجود این خیلی پشتیبانم بودند.» محمد مهدیان بعد از گرفتن دو مدال طلا در المپیادهای کشوری ریاضی و کامپیوتر، توانست مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی و نقره‌ی المپیاد جهانی کامپیوتر را به دست بیاورد. با گرفتن مدال طلا، خیالش از حضور در دانشگاه مطمئن شد و از سال چهارم دبیرستان سر کلاس‌های دانشگاه صنعتی شریف می‌نشست. «مسئولان مدرسه چون استعدادم را دیده بودند، ‌مشکلی با درس خواندن من نداشتند. سال چهارم دبیرستان، تقریبا به مدرسه نرفتم و تمام مدت دانشگاه بودم. سر کلاس‌های دکتر محمودیان که گراف یا ترکیبیات درس می‌داد و سر کلاس برنامه‌نویسی کامپیوتر هم می‌نشستم. هر دوی این کلاس‌ها در پیشرفت من بسیار مؤثر بودند. به خصوص گراف و ترکیبیات، زمینه‌ی اصلی شغل آینده‌ام را ساختند.»
سال ۱۳۷۲ وارد دانشگاه شد و در رشته‌ای که دوست داشت، یعنی « مهندسی کامپیوتر» ‌شروع به درس خواندن کرد. محمد مهدیان در دورانی وارد دانشگاه شد که برترین رتبه‌های کنکور یا المپیادی‌ها «مهندسی برق شریف» را انتخاب می‌کردند. « برق را بیشتر آدم‌ها به خاطر این‌که انتخاب برترین رتبه‌های کنکور است، انتخاب می‌کنند. شاید اگر برق هم می‌رفتم خوب بود، ولی کامپیوتر، رشته‌ای بود که همیشه می‌دانستم دوستش خواهم داشت.» همین انتخاب هوشمندانه و درست، ‌او را در نهایت بعد از چند سال به یاهو و گوگل رساند.

شرکت‌های ایرانی نمی‌میرند

محمد مهدیان در طول ۱۸ سال گذشته، شرکت‌های مختلف دانش‌بنیان ایران در حوزه‌های مختلف از جمله زمینه‌های اینترنتی را بررسی کرده است. «در طول ۱۸ سالی که از ایران رفته‌ام، کمپانی‌های متعدد و زیادی در حوزه‌های مختلف شروع به کار کرده‌اند. به نظرم مهم‌ترین پیشرفت در بین کمپانی‌های ایرانی، ‌در زمینه‌ی صنعت اینترنت بوده است. این روزها شرکت‌هایی را در ایران داریم که کیفیت کارهای‌شان در حد استانداردهای جهانی است. شرکت‌های ایرانی دقیقا با همان مسائلی روبه‌رو هستند که شرکت‌های بزرگ جهان هم با آن روبه‌رو هستند و می‌توانند با آن‌ها هم‌پایه باشند. در طول این سال‌ها، به خاطر مسائل مختلف از جمله تحریم‌ها،‌ شرکت‌هایی به وجود آمده‌اند که مشابه نمونه‌های خارجی هستند. برای نمونه «دیجی‌کالا»، نسخه‌ی ایرانی «آمازون» است و با همان مشکلات هم دست و پنجه نرم می‌کند. بعضی‌ها می‌پرسند، اگر شرکت‌های خارجی به ایران بیایند، آیا آن شرکت‌های بزرگ ایرانی از بین خواهند رفت؟ به نظر من مطلقا این طور نیست.» فرض کنید همین فردا شرکت بزرگی مانند آمازون وارد بازار ایران شود. چه اتفاقی می‌افتد؟ « این شرکت بازار ایران و رفتارهایش را نمی‌شناسد. بلد نیست با مشتری ایرانی چطور باید تا کرد، نیازهای مشتری چیست و چه کالاهایی مورد توجه اوست. با وجود این ، شرکت بزرگی مانند دیجی‌کالا همه‌ی این‌ اطلاعات را در اختیار دارد و سال‌هاست در آن حوزه فعالیت می‌کند. پس اگر آمازون همین فردا به ایران بیاید، کنار زدن شرکت‌های ایرانی برایش ضرر دارد. در نتیجه با آن‌ها تفاهم خواهد کرد و در نهایت، با قدرتمندان همراه خواهد شد. همه‌ی شرکت‌ها هم چنین وضعیتی دارند. با ورود شرکت‌های خارجی وضع‌شان بهتر و خدمات‌رسانی‌شان جدی‌تر خواهد شد. ضمن این‌که رقابت، همیشه به نفع کسانی است که کارشان را درست انجام می‌دهند.»

با ورود شرکت‌های خارجی وضع شرکت‌های ایرانی بهتر و خدمات‌رسانی‌شان جدی‌تر خواهد شد

دلخوشی‌های کوچک من

تفریح‌های اصلی محمد مهدیان سه چیز است:‌ دیدن فیلم و سریال، خواندن کتاب و گاهی هم آشپزی. البته او گوش دادن به کتاب‌های صوتی را هم خیلی دوست دارد. زمانی که سن کمتری داشت، سراغ مجلات علمی نوجوانانه می‌رفت و حالا کتاب‌های صوتی علمی گوش می‌کند. از بین سریال‌ها، ‌«مستر ربات» و «وست ورلد» را دوست دارد. «این فیلم را دوست دارم چون سازنده‌اش کریستین نولان است، او مدام فیلم را از نظر زمانی عقب و جلو می‌برد و ذهن را به چالش می‌کشد. موضوعاتی که برای فیلمش انتخاب می‌کند هم، خاص و جالب هستند.»
جالب است که بدانید زندگی محمد هم مانند خیلی از ما، با امکانات گوگل گره خورده است. «در خانه و زندگی خودم از امکانات گوگل زیاد استفاده می‌کنم. به هر شهری که می‌روم،‌ «گوگل مپز» را روشن می‌کنم چون با استفاده از این ویژگی خوب گوگل می‌توانم در هر شهری، هر جایی را که دلم می‌خواهد، خیلی راحت پیدا کنم. به جز این‌ها، در خانه‌ام هم «کروم کست» ‌دارم که یک دستگاه کوچک است و پشت تلویزیون وصل می‌شود. تلویزیون خانه‌ی من آنتن یا ماهواره ندارد. همه ‌چیز را با استفاده از این دستگاه که به اینترنت وصل می‌شود، می‌بینم. برنامه‌های تلویزیونی موردعلاقه‌ام در کروم خیلی ساده‌تر در دسترس است و سرعت قابل ‌قبولی هم دارد.»

آیا افسانه‌های محیط کار گوگل واقعیت دارد؟

می‌گویند گوگل یکی از دفاتر کاری عجیب و خاص را در دنیا دارد. کارمندانش می‌توانند میز کارشان را آن‌طور که دل‌شان می‌خواهد تزئین کنند و صبحانه و خوراک‌شان رایگان است. محمد مهدیان بعضی از این توصیف‌ها را تأیید می‌کند. او خودش در یکی از دفاتر گوگل کار می‌کند که در دنیای دکورسازها به آن «دفتر کاری باز» یا «Open office» می‌گویند. دفتر کاری آن‌ها در یک فضای باز واقع شده است و همه در محیطی شبیه به باغ کار می‌کنند. «اخیرا یکی از شرکت‌های فروش آن‌لاین را دیدم که چنین دفتری داشت. بازده کار در این شرایط بسیار بالا می‌رود و حال آدم بهتر است. به جز این‌ها، گوگل شرایط کاری خاصی دارد. صبحانه و تمام خوراکی‌های آن‌جا رایگان است. هرکس وسیله‌ی تفریحی خاص خودش را دارد و اگر مایل باشد، می‌تواند به جای نشستن پشت میز، ‌روی کاناپه‌ای لم بدهد و به کارش برسد. محیط جذابی است، اما همه همیشه از تمام آن امکانات استفاده نمی‌کنند. برای نمونه سرسره‌ای در ساختمان داریم که می‌شود سوارش شد، ولی آدم شاید سالی یک‌بار از آن استفاده کند چون احتمالا چنین وسایل تفریحی و رفاهی، بخشی از زندگی روزمره‌ی آدم نیست. به نظر من، مهم‌ترین ویژگی گوگل این است که همکاران خیلی باهوشی در آن کار می‌کنند که فعالیت در کنارشان راحت و آرامش‌بخش است.»

برنامه‌ی کاری روزانه

برنامه‌ی کاری روزانه

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.