حسین فروتن

احتمالا وقتی شما این یادداشت را می‌خوانید، برندگان اولین دوره‌ی جایزه‌ی چراغ، تندیس‌های‌شان را در ویترین دفتر یا اتاق‌شان گذاشته‌اند و مشغول برنامه‌ریزی برای سال آینده هستند. قسمت هیجان‌انگیز ماجرا هم این است که تا این لحظه برندگان اعلام نشده‌اند و من اگر می‌خواهم از برندگان و جایزه بنویسم، فقط به خاطر رفاقتی است که با «ادوارد اسنودن» دارم. شاید بدانید اما گفتن‌اش ضرر ندارد که «چراغ» جایزه‌ای خصوصی یا شاید خیلی خصوصی است که به فعالان حوزه‌ی ترویج علم اهدا می‌شود. چرا گفتم خیلی خصوصی؟ چون صحنه‌گردان ماجراهای چراغ، دو نفر بیشتر نیستند. آن طور که در سایت جایزه نوشته است: «ایده‌ی جایزه‌ی چراغ، سال ۱۳۹۴ از سوی پژمان نوروزی، سیاوش صفاریان‌پور و پوریا ناظمی مطرح شد. در سال ۱۳۹۵ سیاوش صفاریان‌پور و پژمان نوروزی این ایده را اجرایی کردند و از حمایت فکری جمعی از مروجان علم در این راه برخوردار شدند. در حال حاضر، چراغ جایزه‌ای شخصی است که از سوی ما دو نفر (پژمان و سیاوش) اهدا می‌شود و…» در واقع خودشان هم نوشته‌اند: «جایزه‌ای شخصی». آیا شما فکر می‌کنید از تأکید روی این صفت منظور خاصی دارم؟ درست فکر می‌کنید. نه «شخصی» دشنام است و نه «خصوصی» ناسزا. این که دو نفر بخواهند به سلیقه‌ی خودشان از کسانی تقدیر کنند، نه تنها هیچ مشکلی ندارد، بلکه ممکن است خیلی هم عالی باشد. انتخاب شخصی خوب است، وقتی آن شخص خوب باشد و جایزه‌ی سلیقه‌ای عالی است، وقتی سلیقه داور عالی باشد. من که سیاوش صفاریان‌پور و دکتر نوروزی را به سلیقه قبول دارم و مهم‌تر از سلیقه، خودشان دستی بر آتش دارند و سال‌هاست که در ترویج علم کوشیده‌اند. این چرا مهم و مهم‌تر است؟ فرض کنید شما نقاش هستید و اثر شما در مسابقه یا جشنواره‌ای مقام آورده است، تبریک! اما چه احساسی خواهید داشت اگر با خبر شوید، داوران جشنواره، متخصصان صنف خودشان نبوده‌اند؟ خب؟ انصاف بدهید که مروجان علم هم ترجیح می‌دهند کسی به قضاوت آن‌ها بنشیند که از جنس خودشان باشد، خوب و بد یا سخت و آسان کارشان را بداند و خودش دست‌کم وجاهت و وثاقتی در این حوزه داشته باشد. روزنامه‌نگاران علم، برنامه‌سازان علمی رادیو و تلویزیون و نویسندگان و هنرمندانی که علم را به زبان ساده برای مردم روایت می‌کنند، حق دارند جایزه‌ای صنفی داشته باشند که با عقلانیتی برآمده از تجربه‌ی واقعی ترویج علم و با تعاریف و چهارچوب‌هایی درست، کارنامه‌ی سالانه‌ی آن‌ها را داوری کند. اگر ادوارد اسنودن اخبار محرمانه‌ی جایزه را درست به من رسانده باشد، نتیجه‌ی اولین داوری جایزه‌ی چراغ، قابل دفاع است و از انتخاب‌ها چنان بر می‌آید که هیئت دو نفره‌ی داوران، چشمانی باز و رویکردی معقول داشته‌اند.
چراغ هر سال سه برنده دارد: «جایزه‌ی مروج علمِ سال»، «جایزه‌ی دانشگر مروج» و «جایزه‌ی یک عمر ترویج علم». در سایت جایزه توضیح داده‌اند که مروج علم سال، شخص یا نهادی است که تلاشی درخور، بدیع و کارآمد برای ترویج علم در جامعه‌ی ایران داشته است. صحت و دقت علمی، فراگیری، نو بودن و تأثیرگذاری از معیارهای داوری این بخش هستند. تبریک به بچه‌های «ساروس» که با مجله، سایت و کارهای خوب دیگر اولین برنده‌ی جایزه‌ی چراغ در این بخش بودند. دانشگرِ مروج پژوهشگری است که جدا از فعالیت حرفه‌ای خود، نگاهی به ترویج علم دارد، یعنی علم خود را ساده‌سازی کرده است و با بیانی شیوا و با استفاده از انواع امکانات سنتی یا مدرن به مردم عرضه می‌کند. تبریک حسابی من به دکتر «مجید میرزاوزیری» که به عنوان یک چهره‌ی دانشگاهی (آن هم از نوع استاد تمام)، در آشتی‌دادن مردم با ریاضیات غوغا کرده است و برای اولین بار جایزه‌ی چراغ را در این بخش به خانه می‌برد. اما جایزه‌ی یک عمر ترویج علم به کسانی اهدا می‌شود که عمری را در راه ترویج علم صرف کرده‌اند و از حیث حجم و کیفیت خدمات و فعالیت‌ها، جایگاهی ممتاز در این عرصه دارند و این دکتر «محمد باقری» است که جایزه‌ی یک عمر ترویج علم چراغ را دریافت کرده است. احتمالا شما ایشان را با احیای ساعت‌های آفتابی می‌شناسید، اما علاوه بر آن، کار و پژوهش‌های فراوان دیگری داشته‌اند. خلاصه که همه چیز خوب است. جایزه‌ی چراغ در آغاز راه است، همه‌ی ما مواظبش هستیم و شک ندارم که سیاوش عزیز و دکتر نوروزی گرامی بهترین‌ها را برای چراغ رقم خواهند زد.

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.