آیا موضوعاتی مثل شرکت در انتخابات را می‌توان با فرمول‌های علمی بیان کرد؟

سلیمان فرهادیان  روزنامه‌نگار علم

سلیمان فرهادیان   روزنامه‌نگار علم

یکی از زیبایی‌های رشته‌هایی مانند فیزیک و شیمی این است که با استفاده از روابط ریاضی، کمیت‌های مختلف را به هم ارتباط می‌دهند. یکی از دلایل کارآمدی و موفقیت علوم فیزیکی نیز همین استفاده از رابطه‌های ریاضی است. آیا می‌توان کاربرد این رابطه‌ها را گسترش داد و در علوم دیگر نیز از روابط مشابهی استفاده کرد؟
جمعه هفتم اسفند، انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری برگزار شد. در روزهای پیش از انتخابات، هر حزب و گروهی تلاش می‌کرد با تبلیغات خود، نظر رأی‌دهندگان را به سمت خود جلب کند.
اما در این بین بحث دیگری هم در جریان بود که اصلا چرا باید رأی بدهیم؟ مگر رأی ما تأثیری هم دارد؟ به بیان دیگر بخشی از افراد مردد بودند که در انتخابات، شرکت کنند یا شرکت نکنند. برخی از موافقان مشارکت در انتخابات هم تصمیم گرفتند مخالفان شرکت در انتخابات و به ویژه افراد مردد را تشویق کنند که در انتخابات شرکت کنند. به همین دلیل بسیاری از بحث‌ها با این محوریت بود که باید رأی دهیم چون رأی ما واقعا تأثیر دارد و اگر رأی دهیم، چنین می‌شود اما اگر رأی ندهیم، چنان.
یکی از این مقاله‌هایی که با نیت تشویق افراد مردد برای حضور در انتخابات نوشته شد، مقاله‌ای بود با عنوان «رفع تردید در رأی دادن» که روز پنجشنبه (ششم اسفند) به قلم یک روان‌شناس در صفحه‌ی اول یک روزنامه‌ی پرمخاطب منتشر شد.
در این مقاله آمده بود: «یکی از معتبرترین نظریه‌ها برای تبیین رفتار رأی‌دادن توسط«داونز»، روان‌شناس مطرح سیاسی، در سال ١٩۵٧ (۱۳۳۶) مطرح شد. وی در نظریه‌اش بیان می‌کند که آنچه رأی‌دادن یا رأی‌ندادن افراد در هر انتخاباتی را تعیین می‌کند، معادله زیر است:
R =(B×P) –C + D
در این معادله:
(R) مجموع پاداشی است که فرد از رأی‌دادن کسب می‌کند.
(B) فایده‌ای است که شخص فکر می‌کند از برنده‌شدن کاندیدای موردعلاقه‌اش به دست می‌آورد.
(P) باور فرد است مبنی‌بر این‌که رأی او نتیجه‌ی انتخابات را تغییر می‌دهد.
(C) هزینه‌ای است که فرد برای رأی‌دادن می‌دهد.
(D) رضایت روانی‌ای است که او از رأی‌دادن کسب می‌کند.
براساس این معادله، اگر (R) مثبت باشد، فایده‌های رأی‌دادن برهزینه‌های آن غلبه می‌کند و در نتیجه فرد در انتخابات شرکت می‌کند.»
نویسنده در ادامه به بررسی بیشتر این کمیت‌ها پرداخت و عوامل موثر بر کم و زیاد شدن آن‌ها را تشریح کرد و در پایان پیشنهاد کرد ماهم با توجه به وضعیت و تجربه‌شخصی‌مان، اعدادی را در این رابطه قرار دهیم، اگر نتیجه‌ی نهایی(R) مثبت شد، یعنی فایده‌های شرکت در انتخابات از هزینه‌هایش بیشتر است، پس بدون شک و تردید، در انتخابات شرکت کنیم.
در نگاه اول به نظر می‌رسد این روش برای تشویق افراد به شرکت در انتخابات علمی است چون مثل فیزیک و شیمی از رابطه‌های ریاضی برای ارزیابی یک کمیت (در این‌جا پاداش یا فایده‌ی شرکت در انتخابات)، استفاده می‌کند، اما باید تأکید کرد این روش تا علمی شدن، راه زیادی در پیش دارد.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های علوم تجربی این است که بسیاری از کمیت‌ها و مفاهیم آن را می‌توان با استفاده از روابط ریاضی به یکدیگر مرتبط کرد یا بسیاری از ویژگی‌های طبیعت را با استفاده از این روابط محاسبه کرد. این ویژگی را به وضوح می‌توان در علومی مانند فیزیک و شیمی دید. همین ویژگی باعث شده که این علوم ویژگی‌های بسیار مهمی داشته باشند، مانند توصیف دقیق پدیده‌ها یا توانایی پیش‌بینی کردن. برای مثال دانش‌آموزان دبیرستانی یاد می‌گیرند با استفاده از رابطه‌های ریاضی محاسبه کنند که چه مدت طول می‌کشد سنگی را که از ارتفاعی رها کردیم، به زمین برسد یا برای خنثی شدن مقداری اسید، به چه حجم باز با غلظت مشخص نیاز داریم.
این ویژگی علوم تجربی (که باعث شده است این علوم را علوم دقیق هم بنامیم)، بسیاری از کارشناسان شاخه‌های دیگر دانش بشری را به این فکر انداخت که آن‌ها هم از روابط ریاضی برای بیان ارتباط بین کمیت‌ها و متغیرها استفاده کنند، همانند نمونه‌ی بالا که از رابطه‌های ریاضی در علوم اجتماعی استفاده کردند، اما برای این‌که یک رابطه‌ی فیزیکی، کارآمد باشد و در نتیجه اعتبار داشته باشد، لازم است ویژگی‌هایی داشته باشد. برای درک بهتر ، مثالی می‌زنیم. برای محاسبه‌ی مسافتی که یک جسم طی حرکت شتابدار طی می‌کند (مثل زمانی که سنگی را رها می‌کنیم تا در اثر وزنش سقوط کند)، از این رابطه استفاده می‌کنیم:
x= 0/5 gt2+v0 t+x0
که در این رابطه:
x مسافت طی شده، g شتاب جاذبه، t زمان، v0سرعت اولیه وx0مسافت یا فاصله‌ی اولیه است. نکته‌ی مهم در اینجا این است که کمیتی مانندt (زمان) هم به دقت تعریف شده و هم ما ابزاری برای اندازه‌گیری زمان (ساعت یا کرونومتر) در اختیار داریم. دیگر کمیت‌های این رابطه مانند x(مسافت یا فاصله) هم به دقت تعریف شده‌اند و هم ما ابزار و روش‌های دقیقی برای اندازه‌گیری آن‌ها در اختیار داریم. یک دلیل موفقیت علوم فیزیکی نیز این است هیچ مفهوم گنگ یا بدون تعریف مشخص در آن‌ها به‌کار نمی‌رود، به بیان دیگر همه‌ی فیزیک‌دان‌ها در مورد تعریف مفهوم فاصله، یکا یا واحد فاصله و هم‌چنین ابزار اندازه‌گیری فاصله با هم اتفاق نظر دارند.
همین اتفاق نظر در تعریف کمیت‌ها، روش‌ها، واحدها و ابزارهای اندازه‌گیری باعث شده که همه‌ی فیزیک‌دانان کمیت‌هایی مانند بار الکترون یا فاصله‌ی زمین تا ماه را با دقت بسیار زیادی محاسبه کنند. جالب آنکه نتیجه‌ای که فیزیک‌دانان سراسر جهان به دست می‌آورند با یکدیگر برابر است، یعنی اختلاف معناداری در آن‌ها مشاهده نمی‌شود.

ballot-box copy
رابطه‌ای که برای محاسبه‌ی فایده‌ی شرکت در انتخابات ارائه شد، ویژگی‌های یک رابطه‌ی دقیق و کامل فیزیکی را ندارد.
الف) اولین نکته‌ای که در مورد این رابطه می‌توان پرسید این است که این رابطه از کجا آمده است؟ آیا دیگر کارشناسان این حوزه‌ی علمی خاص، آن را پذیرفته‌اند؟ آیا کارآیی، صحیح و دقیق بودن این رابطه طی آزمایش‌های مختلف اثبات شده است؟ متأسفانه پاسخ چنین پرسش‌هایی با قاطعیت مثبت نیست و اختلاف نظرهای بسیاری در این زمینه وجود دارد. پاسخ پرسش‌های مشابه در مورد رابطه‌ی مسافت طی شده (x= 0/5 gt2+v0 t+x0) مثبت است. این رابطه نه تنها با آزمایش‌های بسیار به اثبات رسیده و شک و تردیدی در مورد درستی آن وجود ندارد، بلکه خود رابطه را نیز می‌توان بدون رفتن به آزمایشگاه و انجام آزمایش و صرفا با استفاده از رابطه‌های ریاضی (که در آن کمتر چون و چرا وارد است)، بدست آورد.
ب) کمیت‌هایی مانند B، P، C و D را چگونه و با استفاده از چه ابزاری می‌توان اندازه گرفت؟ واحد یا یکای این اندازه‌گیری‌ها چیست؟ متأسفانه ابزاری برای چنین اندازه‌گیری‌هایی ابداع نشده است. ما نه تنها نمی‌توانیم میزان رضایت از شرکت در انتخابات را اندازه بگیریم، بلکه ابزاری برای اندازه‌گیری موارد بسیار مهم‌تر (مانند رضایت از ازدواج یا رضایت شغلی)، نیز ابداع نشده است. تا زمانی که ابزاری برای اندازه‌گیری دقیق یک کمیت ابداع نشده است، ارائه‌ی رابطه‌ای ریاضی برای محاسبه یک کمیت دیگر براساس آن، بی‌فایده است.
ج) وقتی ابزار اندازه‌گیری و واحد اندازه‌گیری نداشته باشیم، بسیاری از حدس‌های ما غلط از آب در می‌آید. برنامه‌ی خندوانه را که یادتان هست؟ یکی از مسابقه‌هایش این بود که از شرکت‌کنندگان می‌خواست زمان مثلا ۶۰ ثانیه را بدون استفاده از ساعت یا کرونومتر اندازه بگیرند. با وجود این‌که این آزمایش ساده به نظر می‌رسد، بسیاری از شرکت‌کنندگان، نمی‌توانستند پاسخ درست بدهند.
د) اگر ابزار اندازه‌گیری نداشته باشیم، تقریب و تخمین‌های ما غلط از آب در می‌آید اما نکته‌ی مهم این است که اگر این ارزیابی در مورد خودمان و به ویژه موضوعات احساسی مانند سیاست و اجتماع باشد، احتمال این‌که غلط باشد، به شدت افزایش می‌یابد. حتما می‌دانید ارزیابی هر فرد از خودش، معمولا بهتر و خوشبینانه‌تر از ارزیابی دیگران از وی است. احتمالا شما هم افراد بسیاری را می‌شناسید که دیگران او را خسیس توصیف می‌کنند اما او خود را آدم دست‌و‌دل‌باز یا دست کم اقتصادی و صرفه‌جو توصیف می‌کند، آدمی را می‌شناسید که دیگران او را دروغگو توصیف می‌کنند، اما او خودش را صادق و راستگو می‌پندارد، توجیه‌شان برای «موارد بسیار نادر» دروغگویی نیز این است که «هر راست نشاید گفت» یا «دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه‌انگیز».
ه) برای کسی که نمی‌خواهد در این انتخابات شرکت کند، ارائه‌ی چنین رابطه‌ای هیچ کمکی نمی‌کند، یعنی او را تشویق به شرکت در انتخابات نمی‌کند. چرا؟ چون وی از قبل تصمیمش را گرفته که در انتخابات شرکت نکند به همین دلیل به همه‌ی موارد مثبت این فرمول (کمیت‌های B، P و D)امتیاز کمی می‌دهد، اما به بخش منفی این رابطه (C یعنی هزینه‌ای که فرد برای رأی‌دادن می‌دهد)، امتیاز بالایی می‌دهد و در نتیجه مقدار نهایی R منفی می‌شود که به او می‌گوید در انتخابات شرکت نکند. از طرف دیگر کسی که از قبل تصمیم گرفته که در انتخابات شرکت کند، به همه‌ی موارد مثبت این فرمول امتیاز زیادی می‌دهد، اما به بخش منفی این رابطه، امتیاز کمی می‌دهد و در نتیجه مقدار نهایی R مثبت می‌شود که به او می‌گوید در انتخابات شرکت کند. پس می‌بینیم استفاده از چنین رابطه‌ای، موجب تغییر نگرش قبلی ما در مورد مشارکت در انتخابات نمی‌شود، بلکه این نگرش قبلی و تمایل درونی ماست که ما را وادار می‌کند به شکل خاصی از این رابطه استفاده کنیم که نتیجه‌ی به دست آمده، دلخواه ما باشد.
و) اما مشکل ناکارآمدی این رابطه از کجا ناشی شده است؟ دلایل ناکارآمدی چنین رابطه‌ای بسیار است، از جمله اینکه ما انسان‌ها (به دلیل انسان یعنی بشر بودنمان)، میل داریم که نتیجه‌ی یک آزمایش یا بررسی، پیش‌فرض‌های ما را تأیید کند. به همین دلیل است که اگر من برای مثال دارویی برای درمان سرطان کشف کنم، دوست دارم که نتیجه‌ی همه‌ی آزمایش‌ها، موثر بودن این دارو را نشان دهد. همین تمایل من برای مثبت بودن نتیجه‌ی آزمایش، کار را خراب می‌کند. به همین دلیل اگر من دارویی برای درمان سرطان کشف یا ابداع کنم، نتیجه‌ی آزمایش‌های خود من برای ارزیابی میزان تأثیر این دارو چندان معتبر نیست و لازم است حتما کارشناسان بی‌طرف دیگر آزمایش‌های مربوط به میزان تأثیر و خاصیت درمانی آن را جداگانه انجام دهند. این همه شرطی که برای انجام بررسی‌های میدانی یا آزمایشگاهی تعیین شده است، همه برای این است که تمایل ما در نتیجه‌ی نهایی آزمایش تأثیر نداشته باشد، چرا که می‌دانیم هیچ‌کدام از ما متأسفانه نمی‌تواند تمایل درونی‌اش را هنگام آنجام آزمایش، (با) استفاده از یک رابطه‌ی ریاضی یا ارزیابی نتایج آزمایش سرکوب کند.

دانستنیها شماره ۱۵۲ – دانستنیهاآنلاین

دیدگاه های وب سایت

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.