دو خبر تلخ از نگهبانانی که مرزهای ملی-طبیعی کشور را پاس می‌دارند

عرفان خسروی

عرفان خسروی
روزنامه‌نگار علم

گرچه مراجع رسمی درباره‌ی اتفاقات ناراحت‌کننده‌ای که طی نخستین روزهای تیرماه رخ‌داد، موضع گرفتند و تسلیت گفتند، اما بغضی در دل خیلی از ما مانده که جز با همین جمله (منتسب به سلمان فارسی) نمی‌توان آن را گشود: «کردید و نکردید.»
کشته‌شدن مظلومانه‌ی سربازهایی که با زبان روزه از پادگان با اتوبوسی شخصی (غیرسازمانی) به مرخصی فرستاده می‌شدند، به‌قدری جامعه را در بهت و اندوه فروبرد که کمتر کسی به‌ذهنش رسید بپرسد چه‌شد که سربازها با این اتوبوس و این راننده از پادگان راهی مرخصی شدند، چه‌شد که پنج سرباز بیش از ظرفیت ۴۰ نفره‌ی اتوبوس سوار آن شدند؟ کسانی که سربازی رفته‌باشند می‌دانند، اتوبوس‌هایی که سربازها را به مرخصی می‌برند از سوی پادگان انتخاب می‌شوند و در خود پادگان طبق آمار سربازها را سوار اتوبوس‌ها می‌کنند. طبق اظهارات بازماندگان، بسیاری از سربازان اصرار داشته‌اند از محل پادگان با خودروهای عمومی به مرخصی بروند اما مسئولان پادگان اصرار کرده‌اند سربازها با همین اتوبوس و نه خودروی دیگری به مرخصی بروند (ایسنا: goo.gl/7fkiv4). چه کسی بابت انتخاب این اتوبوس و راننده‌ی ناوارد ۷۰ ساله‌ی آن پاسخگوی مردم و خانواده‌های داغدار است؟ راننده‌ی مذبور چه چیزی در پیشانی این سربازهای مظلوم دید که به خود جرئت داد علاوه‌بر ۴۵ سرباز روزه‌دار، هشت مسافر قاچاق هم در میان راه سوار کند و سه بار از خودروهای عبوری جنس قاچاق دریافت کند؟ (درحالی‌که سربازها را در اتوبوس حبس کرده بود) و درنهایت اعتراض سربازها به همه‌ی این قانون‌شکنی‌ها و سرعت غیرمجاز و رانندگی غیرمتعارف (که از طرف سربازها به پلیس‌راه هم اعلام شده بود) از سوی راننده با توهین به سربازها و اصرار بر رانندگی نادرست پاسخ‌ داده شد. کلیه‌ی این موارد مستند به اظهارات دکتر ایرج حریرچی، قائم‌مقام وزیر بهداشت است (باشگاه خبرنگاران جوان: goo.gl/gev683).
اما این خبر تنها خبر دردناک این روزها نبود. در کمتر از ۴۸ ساعت سه تن از محیط‌بانان کشور حین انجام وظیفه برای دفاع از طبیعت ایران، مظلومانه به شهادت رسیدند. ابتدا شهید پرویز هرمزی و شهید محمد دهقانی دو محیط‌بان هرمزگانی بودند که ظهر روز سوم تیرماه در ارتفاعات منطقه‌ی تحت حفاظت خود در منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی «گنو» با شکارچیان درگیر شده و به ضرب گلوله‌ی مستقیم به قلب و سرشان کشته شدند. یک روز بعد، حوالی ساعت چهار بعدازظهر شکارچیان دیگری در پارک ملی «بمو» به کتف و گردن منوچهر شجاعیان، محیط‌بان این پارک که بدون اسلحه و با دست خالی در برابر شکارچیان قرارگرفته بود، شلیک کردند. شجاعیان پس از زخمی‌شدن به درون پرتگاه سقوط کرد و متأسفانه صبح روز شنبه، چند ساعت پیش از نگارش این یادداشت، او نیز در بیمارستان شهید رجایی شیراز به شهادت رسید.
در‌عین‌حال که سینه‌ی هر آدم باانصافی از شنیدن چنین خبرهایی فشرده و فسرده می‌شود، ناخودآگاه میان خبر هادت سربازهای روزه‌دار در حادثه‌ی جاده‌ای و شهادت محیط‌بان‌های مدافع محیط زیست، شباهت‌هایی می‌یابیم.
طی چند هفته‌ی اخیر که علنی‌شدن فیش‌های حقوقی برخی مدیران دولتی سروصداهای زیادی به پاکرده بود، فیش حقوقی محیط‌بان‌ها هم در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌گشت. پایین‌بودن دستمزد محیط‌بان‌ها با وجود مسئولیت سنگین و مخاطرات جدی کارشان، تنها یکی از شباهت‌های زندگی آنها با سربازهاست. همین که درآمد محیط‌بان و سربازها بسیار پایین‌تر از خط فقر است، نشان می‌دهد جامعه و دولت‌ها چه‌قدر برای این دو قشر فداکار ارزش قائل هستند، طوری‌که حتی در مقام تعارف هم کشته‌شدن آنها موجب نشد عزاداری گسترده‌ای در جامعه رخ‌دهد.
اما شباهت مهم‌تر این دو قشر، مأمور بودن هر دوی آنها و عدم تناسب مقرراتی است که وظایف، حقوق و مسئولیت‌های آنان را تعیین می‌کند. شاید اگر به سربازها اجازه داده می‌شد با وسیله‌ای مطمئن‌تر به شهر خود بازگردند، اکنون زنده بودند. این موضوع درباره‌ی محیط‌بان‌ها بسیار جدی‌تر است. آنها از طرفی طبق قانون جزء ضابطین مسلح قضایی به‌حساب می‌آیند و وظیفه دارند با اسلحه‌ی سازمانی به انجام وظیفه بپردازند، از سوی دیگر به خاطر اینکه قانونا مسلح محسوب می‌شوند، در برخورد با قانون‌شکنان در معرض خطر جدی و تهدید جانی قرار دارند (حتی اگر مثل شهید منوچهر شجاعیان، مسلح نباشند). از سوی دیگر در موارد متعددی احکام قصاص برای محیط‌بان‌هایی صادرشده که حین انجام وظیفه به اسلحه دست برده‌اند و موجب کشته‌شدن قانون‌شکنان شده‌اند. در اغلب موارد هم شلیک به پای متخلفین از سوی محیط‌بان (طبق مقررات) انجام شده و فرد خاطی به خاطر شدت جراحت و دور بودن مسافت بروز حادثه تا نزدیک‌ترین درمانگاه جان ‌داده است اما سرانجام این محیط‌بان است که قانوناً در مرگ متخلف مقصر شناخته می‌شود و به قصاص محکوم می‌شود. چند محیط‌بان‌ کشته‌شده در حوادث اخیر هم به دلیل همین خلأ قانونی در دفاع از خود جدیت به خرج ندادند و حتی بدون اسلحه در برابر شکارچیان قرار گرفتند؛ همین مسئله هم به شهادت آنها منتهی شد.
به بازماندگان همه‌ی این شهیدان که قرار است داغ از دست‌دادن عزیزانشان را در کنار مشکلات معیشتی ناشی از فقدان آنها تحمل کنند، تسلیت می‌گوییم و برای ایشان آرزوی صبر داریم. از مسئولان محترم هم برای چندمین‌بار خواهش می‌کنیم پاسخگو باشند و شرایطی را که مقدمه‌ی بروز چنین فجایعی هستند، مرتفع کنند.

دانستنیها شماره ۱۵۷- دانستنیهاآنلاین

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.