عرفان کسرایی

حسین فروتن
مستندساز
و پژوهشگر ارتباطات علم

خواندن از علم، روش علمی و فلسفه علم در دانستنیها، جدید و عجیب است. اگر از یادداشت‌های پراکنده برخی چهره‌ها در دانستنیها بگذریم، رویکرد عمومی نشریه، به درستی افزایش آگاهی مخاطبان است. انتشار یادداشت‌های عرفان کسرایی در دانستنیها، می‌تواند دعوتی به اندیشه و تأمل در مسائل مرتبط با دانش و فناوری باشد. اتخاذ این رویه جدید (عطف توجه از افزایش آگاهی به برانگیختن اندیشه) را به گردانندگان مجله تبریک می‌گویم و برای عرفان کسرایی عزیز آرزوی موفقیتی بیش از پیش دارم. با این حال، فکر می‌کنم طرح برخی مسائل ممکن است به تقویت تصویری نادرست از علم در ذهن خوانندگان نوجوان و جوان دانستنیها منجر شود، در ادامه برای نمونه به چند نکته اشاره می‌کنم.
طبیعی است که فضای محدود مجله، مجالی برای طرح ظرایف و جزئیات نمی‌گذارد و عرفان به سادگی از یکی از بهترین و کم‌دردسرترین تعاریف علم (به مثابه کار دانشمندان) به بهانه‌ دوری بودن، می‌گذرد و این تعریف را مبتنی بر دور منطقی و عقلی می‌داند. این در حالی است که بسیاری از تعاریف مفید و کاربردی روزمره در حوزه‌های مختلف (از جمله علوم طبیعی)، صورتی مشابه دارند و دور تنها به دور عقلی محدود نیست.
طرح موضوع روش علم صرف نظر از هدف و دیدگاه نویسنده، به هر حال تأیید تلویحی وجود چیزی به نام «روش علم» است. جایی که عرفان از روش علم یا روش‌های تشخیص علم از شبه‌علم می‌نویسد، خواننده خواهد پنداشت که وجود چنین روش یا روش‌هایی واضح و مبرهن است. اگر چنین بود که تا حالا پلیس کاسبی همه شیادان را برچیده بود. یا جای دیگری که می‌نویسد: «مسلم است در علم ما با یک سری اصول مشخص سر و کار داریم که به آن روش علمی گفته می‌شود»، گویی از مناقشات درباره اصل وجود چنین «اصول مشخصی» بی‌خبر است یا ترجیح می‌دهد آنها را از خواننده پنهان کند. عرفان مناقشات در این حوزه را به «اینکه روش علمی دقیقا چیست؟» منحصر می‌داند، این یعنی در اصل وجود چنین «چیزی» تردید روا نمی‌دارد.
عرفان از فعالیت‌هایی می‌نویسد که «علی‌الاصول» باید در کوشش‌های علمی وجود داشته باشند ولی نمی‌گوید که بر اساس کدام «اصول» و به علاوه معتقد است که «هدف عمده علم، نظریه‌پردازی است» اما برای این باور خود هیچ دلیلی نمی‌آورد. آیا از یک به یک دانشمندان هدف آنها را پرسیده است؟ من بعید می‌دانم، چرا که حتی اگر از همه دانشمندان حاضر روی کره زمین پرسیده باشد، بی‌شک به دانشمندان مرحوم دسترسی نداشته است. از این گذشته، آیا دانشمندان حق دارند، هدف علم را تعیین کنند؟ آیا کسانی دیگر حق دارند، مثلا فیلسوفان علم می‌توانند برای علم تعیین تکلیف کنند؟ اصلا نظریه‌پردازی چیست و چه فایده‌‌ای دارد که علم باید عمده همت خود را به آن متوجه کند؟
عرفان بهتر از من می‌داند که ابطال‌پذیری معیار مناسبی برای تمیز گزاره‌های علمی و غیرعلمی نیست، چه آنکه بر بخش‌های مهمی از گزاره‌های علمی قابل انطباق نیست، با این حال، اشاره‌ای به ناکارآمدی و نابسندگی این معیار نمی‌کند و خواننده را با این ایده به ظاهر جذاب تنها می‌گذارد. چه بسا که این اولین و آخرین برخورد خواننده نوجوان با این مفاهیم باشد و تا سال‌ها این تصویر در ذهن او بماند و شاخ و برگ بگیرد.
با تذکر دوباره محدودیت فضا به خودم، با عرفان در چشم‌پوشی از جزئیات همدلی می‌کنم، اما نمی‌توانم با تصویر مکانیکی، منطقی، روشمند، افسانه‌ای و کارتونی از علم کنار بیایم و با رها کردن دانشمندان و پژوهشگران در آزمایشگاه، برای خودم آسمان و ریسمان ببافم که علم چیست و روش علم کدام است؟ آیا بهتر نیست به جای فلسفه بافتن کمی به دانشمندان نگاه کنیم؟ کدام دانشمند دیوانه‌ای برای ابطال نظریه‌ای که سال‌های برای آن زحمت کشیده است، تلاش می‌کند؟ کدام دانشمند برای توصیه‌های مرحوم پوپر، تره یا جعفری خرد می‌کند؟ اصلا کدام فیزیکدان را سراغ دارید که به جای دستور آزمایشگاه، کتاب پوپر را کنار دستش داشته باشد؟ من فکر می‌کنم با فلسفه بافتن نمی‌شود فهمید علم چیست و شبه‌علم کدام است و اگر نمی‌شود باید صادق باشیم و وانمود نکنیم که عصای جادویی در جیب داریم. شاید ابزارهای بهتری برای سر در آوردن از کار دانشمندان وجود داشته باشد، جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی علم که چنین ادعایی دارند.

 

نسخه pdf این صفحه را می توانید از اینجا دانلود کنید.

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.