کشفِ خوب منِ خوب

محمود کریمیاز نیمه‌ی بهار که صدای تابستان می‌آید، هیاهوی زیادی برای اوقات‌فراغت و کلاس‌های تابستانی به‌پا می‌شود. بازار دوره‌های مختلف فشرده و آمادگی برای تست‌زدن هم رونق ویژه‌ای دارد. این پرسش که «تابستان را چه ‌کنیم؟» در ذهن همه مرور می‌شود. پدر و مادر، فرزندان دانش‌آموز خانواده، مدیر و معلم مدرسه، مدیران رسانه‌ها، صاحبان کسب‌و‌کار و خلاصه همه‌ تعطیلی تابستان را مجالی برای کسب درآمد فرض می‌کنند؛ همه همین پرسش را تکرار می‌کنند: «تابستان خود را چگونه بگذرانیم؟»
در دوران نوجوانی ما، استخر رفتن و بازی‌های در کوچه و محله با توپ و تور و دروازه و دوچرخه رایج بود. عده‌ای از بچه‌ها هم کاسبی‌های موقت تابستانه مانند دست‌فروشی در محله را تجربه می‌کردند. شاگردی در مغازه‌ها یا رفتن نزد دوست و فامیل در محل کارشان، راه دیگر گذراندن اوقات فراغت تابستان و کمی هم کسب درآمد مستقل، فرض می‌شد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و برنامه‌های فرهنگی هم رونق داشت.
نسل امروزی ناچار است بخشی از عمر خود را به‌خاطر ذوق خانواده و نگرانی ایشان از آینده در کلاس‌های آموزشی تابستانه بگذراند. حیف است برای این نسل «دنبال ذوق و شوق شخصی رفتن» و «محک زدن علاقه‌ها و تجربه‌های نو» را توصیه نکنیم. بخش مهمی از استعدادهای ما و آینده‌ای که زندگی‌مان بر پایه‌ی آن خواهد چرخید، همین کشف علاقه است. علاقه‌ای که باعث می‌شود درباره‌ی آن «چیز» زیاد و زیادتر بخوانیم و بدانیم و از زیر و زبر کار و کسب ثروت از آن هم سر در بیاوریم. چیزها و کارهایی که در کلاس درس و مدرسه لمس‌شان نمی‌کنیم. ماندن در خانه و هوش و حواس را به گوشی و تبلت سپردن هم برای کشف‌شان کافی نیست.
هر تابستان، هر زمانی که مجال برنامه‌ریزی‌اش را داریم، می‌تواند آن کشف اساسی در زندگی‌مان را رقم بزند. برای این کشف، یک تابستان کافی نیست. گاهی بعضی کارها از دور دل می‌برند و از نزدیک زهره. تصورشان از بیرون گود زیبا و دوست‌داشتنی است ولی وقتی نزدیکشان می‌شوی و تستشان می‌کنی از آنها گریزان می‌شوی. تجربه‌ی کار و کاسبی و شاگردی در مغازه‌ها، فهمیدن رمز و رموز مشتری‌داری و چگونگی گرداندن یک مغازه یا واحد صنفی کوچک به‌حدی تصور واقعی به نوجوان می‌دهد که می‌تواند مبنای تحلیل او برای بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های آینده‌اش باشد. بین همه‌ی این گشتن‌ها هرکدام از ما «خوبِ خودمان» را می‌یابیم و دست‌کم به آن نزدیک می‌شویم. نوع کار و زمینه‌ای که خسته‌مان نمی‌کند حتی اگر از خستگی حین خواندن یا انجام با شوق و ذوقش خوابمان ببرد. این همانی است که می‌توانیم رشته‌ی دانشگاهی یا مسیر آینده‌ی زندگی‌مان را بر بسترش بسازیم.

دانستنیها شماره ۱۵۶- دانستنیهاآنلاین

نوشتن دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.